تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
تبعيد نمود . هرمز از تيبريوس قيصر ، مدد طلبيد . قيصر سپاه و اموالى به مدد او فرستاد . گويند اين سپاه كه به يارى او آمد ، چهل‌هزار تن بود . هرمز با اين سپاه روان شد و با بهرام ميان واسط و مداين رو به رو شد و شكست خورد و هر چه داشت به تاراج رفت . هرمز به تخت پادشاهى باز آمد و هدايا و اموال بسيار - چند برابر آنچه قيصر به او بخشيده بود ، براى او روانه داشت و هر چه را كه ايرانيان از بلاد روم گرفته بودند به آنان باز پس داد . و خواستار [ 1 ] و جز آن شد و هر چه از ايرانيان در آنجا بود به كشورش نقل كرد . تيبريوس از او خواست كه در واسط و مداين براى نصارى دو هيكل بسازد او نيز اجابت كرد . پس تيبريوس قيصر بمرد و پس از او موريكيوس [ 2 ] قيصر ، در سال ششم پادشاهى هرمز و سال هشتصد و نود و پنج اسكندرى به پادشاهى رسيد . و به اتفاق مورخان ، بيست سال پادشاهى كرد و روشى نيكو پيش گرفت . در سال يازدهم پادشاهىاش شنيد كه برخى از يهود ، در انطاكيه بر شمايل مسيح بول كرده‌اند ، پس به قتل و نفى آنان فرمان داد . نيز در عهد او يكى از نزديكان هرمز ، به نام بهرام بر او بشوريد و از سلطنت خلعش كرد و بر كشورش استيلا يافت و سپس او را بكشت . پسرش ابرويز از موريكيوس قيصر ، يارى خواست او نيز سپاهى به يارىاش فرستاد و ابرويز را به تخت پادشاهى باز آورد . و بهرام را كه بر او خروج كرده بود ، بكشت . ابرويز نيز چون پدرش براى او هدايا و اموال بسيار روان داشت . ابرويز ، مريم دختر موريكيوس را خواستگارى كرد . قيصر دختر خود به دو داد و همراه او امتعه و خواسته بىحساب داد . آنگاه به دسيسه يكى از نزديكان موريكيوس موسوم به بطريق فوكاس [ 3 ] يكى از بندگانش بر او حمله آورد و او را به قتل آورد و خود را پادشاه خواند و قيصر ناميد . اين واقعه در سال نهصد و چهارده اسكندرى برابر با پانزدهمين سال پادشاهى ابرويز بود . او هشت سال حكومت كرد و همهء فرزندان موريكيوس را بكشت . فرزند كوچك او بگريخت و به طور سينا پناه برد و در آنجا رهبانيت اختيار كرد و در همانجا درگذشت . چون خبر به كسرى ابرويز رسيد كه بر موريكيوس و فرزندانش چه گذشته است ، سپاه گرد آورد و قصد بلاد روم كرد تا انتقام خون پدر زن خود را بستاند . نخست سپاهى با مرزبان خود ، خزرويه به قدس فرستاد و به او گفت تا يهود را بكشد و شهر را ويران سازد . و مرزبان ديگرى را به مصر و اسكندريه روانه داشت و خود با سپاهى به قسطنطينيه آمد و آنجا را در محاصره افكند ، و بر آن سخت گرفت . اما خزرويهء مرزبان ، به شام آمد و شهرها را ويران ساخت . و يهوديان طبريه و الخليل و ناصره و صور گرد آمدند و ايرانيان را در كشتار نصارى و ويران ساختن كنيسه‌ها يارى كردند و اموال را غارت نمودند و قطعه‌اى از صليب را گرفتند و نزد كسرى آوردند . و گروهى از آنان را اسير كردند كه زخريا بطرك قدس نيز در ميان آنان بود . مريم ، دختر موريكيوس از شوى
هامش
[ ( 1 ) ] در متن سفيد است . [ ( 2 ) ] موريكش . [ ( 3 ) ] قوقا .