بطرك را به رم بازگردانيد و از جذام شفا يافت . از اين پس به دين نصرانيت گرايش يافت ، ولى از خشم قوم خود بيمناك بود ، اين بود كه به قسطنطينيه آمد و در آنجا اقامت گزيد و در استوارى بناى آن شهر كوشيد و ديانت مسيح آشكار ساخت و با اهل رم مخالفت ورزيد .
پس به رم بازگشت و روميان را مغلوب ساخت و نصرانيت آشكار نمود . آنگاه براى جهاد به ايران ، سپاه كشيد و بسيارى از شهرها را بگرفت . در سال بيستم پادشاهىاش ، طايفهاى از گوتها به بلاد او حملهور شدند و دست به قتل و غارت گشودند و جمعى را به اسارت بردند .
پس به جانب آنان لشكر كشيد و آنان را از سرزمينهاى خويش براند . سپس در خواب علمهايى ديد به شكل صليب و كسى به او مىگفت به يارى اين نشان ، تو پيروز مىشوى .
مادرش هلنا به بيت المقدس آمد تا آثارى از مسيح بيابد و در چند شهر كنيسههايى ساخت و بازگشت . قسطنطين در سال سى و يكم پادشاهىاش بمرد .
آنگاه قسطنطين كوچك پسر قسطنطين به پادشاهى رسيد . اوروسيوس او را قسنطش ناميده است . ابن عميد گويد كه : بيست و چهار سال پادشاهى كرد و برادرش قسطوس در رم بود از جانب پدرشان . در سال پنجم پادشاهى ، قسطنطين سپاهى فرستاد و مقنيطوس و پيروان او را كشت و از جانب او بر رم فرمانروايى يافت . او را به آريوس گرايشى بود . از اين رو آيين او را پذيرفت . پس اين مذهب بر مردم قسطنطينيه و انطاكيه و مصر و اسكندريه غلبه يافت و پيروان آريوس بر كنيسهها چيره شدند ، و بر بطرك اسكندريه حمله كردند ، تا او را بكشند ، او از ميانه بگريخت . اين پادشاه در سال چهاردهم فرمانروايىاش بمرد .
بعد از او پسر عمش يوليانوس [ 1 ] كافر به پادشاهى رسيد . اوروسيوس گويد : او پسر ماگننتيوس [ 2 ] بود . و گويد كه : يك سال پادشاهى كرد . ابن عميد مىگويد : دو سال و همه متفقند كه در سال سوم پادشاهى شاپور بوده است . او مردى كافر بود . نصارى را كشت و از كنيسهها بيرون راند و از كارهاى ديوانى دور كرد . براى كشتار ايرانيان لشكر كشيد و در اثر تيرى كه بر او آمد ، بمرد . اوروسيوس مىگويد : در راه كه مىرفت راه گم كرد و دشمنان او را بگرفتند و بكشتند .
اوروسيوس مىگويد : بعد از او يليان پسر قسطنطين يك سال ديگر پادشاهى كرد . به ايران لشكر كشيد و پادشاه ايران در اين ايام شاپور بود . از رو به رو شدن با او سرباز زد و با او مصالحه كرد . يليان بازگشت و در راه بمرد . اما ابن عميد از اين يليان نام نبرده و مىگويد :
پس از يوليانوس ، يوويانوس [ 3 ] يك سال پادشاهى كرد و پادشاهى او به اتفاق همه ، در سال شانزدهم پادشاهى شاپور بود . او سردار سپاه يوليانوس بود . چون يوليانوس كشته شد ، همگى او را به پادشاهى برگزيدند و با او بيعت كردند ولى او گفت بدان شرط پادشاهى را
هامش
[ ( 1 ) ] يولياش .
[ ( 2 ) ] منخشمطش .
[ ( 3 ) ] يوشانوش .