بياويزند و هفتاد تن از احبار يهود را گرد آورد تا تورات را از زبان عبرى به زبان يونانى و لاطينى براى او ترجمه كنند .
چون فيلادلفوس [ 1 ] در سال سى و هشتم پادشاهىاش بمرد ، پسرش ائوئرگتس [ 2 ] به جاى او نشست . او نيز بطلميوس لقب داشت و اين نام عنوان همهء آنان بود تا پايان دولتشان . ميان او و مردم افريقيه عليه مدعيون پادشاه قرطاجنه صلح برقرار شد . مدعيون نزد او آمد و پيمان صلح را منعقد ساخت . آنگاه سرداران روم بر سر گركها لشكر كشيدند و غنايم بسيار به دست آوردند .
پس ائوئرگتس در سال بيست و ششم پادشاهىاش بمرد و برادرش فيلوپاتور [ 3 ] به جاى او نشست . سرداران روم بر سرش سپاه آوردند ولى او همه را منهزم ساخت و در ممالكشان تاخت و تاز نمود و از آن پس مدتها ميانشان نبرد بود . پس به جانب يهود لشكر كشيد و شام را تصرف كرد و بر آنان از جانب خود حكامى گمارد . و كشتار بسيار كرد و اسيران بسيار گرفت . گويند نزديك به شصت هزار تن از يهود بكشت . در سال هفدهم پادشاهىاش بمرد .
بعد از او پسرش اپيفانس [ 4 ] پادشاه شد . در ايام او بود فتنهء مردم روم و مردم افريقيه .
اين فتنه نزديك به بيست سال مدت گرفت . مردم روم صقليه را گشودند و سپاهيانشان به افريقيه روان شد و قرطاجنه را - چنان كه بعدا خواهيم گفت - فتح كردند . اپيفانس در سال بيست و چهارم پادشاهىاش بمرد .
پس از او پسرش فيلومتور [ 5 ] در اسكندريه به پادشاهى نشست . گركها به روم لشكر كشيدند . در اين سپاه بودند : فرمانرواى مقدونيه و مردم ارمينيه و عراق ، و پادشاه نوبه هم به پشتيبانى آنان برخاست ولى روميان بر آنان پيروز شدند و فرمانرواى مقدونيه را اسير كردند و فيلومتور در سال سى و پنجم پادشاهىاش بمرد .
پس از او پسرش ائوئرگتس [ 6 ] به پادشاهى رسيد . در عهد او پادشاهى مردم روم قويدست شد و روميان بر اندلس استيلا جستند و از دريا گذشته ، در افريقيه به قرطاجنه رفتند و آنجا را تصرف كردند و پادشاهشان هاسدروبال [ 7 ] را كشتند و پايتختش را ويران ساختند . در حالى كه نهصد سال از بناى آن مىگذشت - و ما در اخبار آن خواهيم آورد . - نيز روميان با گركها نبرد كردند و بر آنان پيروز شدند و شهر بزرگشان قرنطه را تصرف نمودند . گويند كه آن شهر ثانى قرطاجنه بود . ائوئرگتس [ 8 ] در سال بيست و هفتم پادشاهىاش بمرد . و پس از او پسرش بطلميوس سوتر [ 9 ] هفده سال پادشاهى كرد . در عهد او كشور روم نيرومند شد و
هامش
[ ( 1 ) ] قلديغش .
[ ( 2 ) ] انطريس .
[ ( 3 ) ] قلوباذى .
[ ( 4 ) ] ايفانش .
[ ( 5 ) ] فلوماطر .
[ ( 6 ) ] ايرياطس .
[ ( 7 ) ] اشدريال .
[ ( 8 ) ] ايرياطس .
[ ( 9 ) ] شوطار .