ميان رفت مگر آنچه در دست علماى آنان در خزاين كتبشان باقى مانده بود ، تا آنگاه كه مأمون از آنها آگاه شد و فرمود تا آنها را بيرون آرند و براى او ترجمه كردند . ( پايان سخن اوروسيوس ) .
اما ابن عميد ، پادشاهان مصر و اسكندريه را بعد از اسكندر ، چهارده تن شمرده كه آخرينشان كلئوپاترا است . و چنان كه مسعودى آورده ، همه بطلميوس ناميده شدهاند . و از ملوك مشرق بعد از اسكندر را ( از آنان ) نام نبرده است و نيز از پادشاهان شام و مقدونيه كه - چنان كه گفتيم - كشور ميانشان تقسيم شده بود ، سخنى نگفته است تنها از پادشاه انطاكيه - از يونانيان - به نام آنطيوخوس نام برده است . و مىگويد در نامها و شمار آنان اختلافات بسيار است ، جز آنكه هر يك از آنان بطلميوس ناميده مىشوند . پس مىگويد : بطلميوس اول برادر اسكندر بود يا بندهء او به نام فيلوپاتور [ 1 ] يا اندرواس يا لاگوس [ 2 ] يا فيلبس ، او به روايتى هفت سال و به روايتى چهل سال پادشاهى كرد . در عصر او سلوكوس - و پندارم از آنان ، پادشاه مشرق بوده - قمامه و حلب و قنسرين و سلوقيه و لاذقيه را بنا كرد . و از ايشان بود كوهن اعظم در قدس مرسوم به سمعان پسر خونيا و بعد از او برادرش العازر . و نيز گويد كه در سال نهم از پادشاهى لاگوس انطيوخوس بزرگ به بلاد يهود آمد و آنان را برده ساخت . و در سال يازدهم با روم نبرد كرد ، ولى روميان او را مغلوب نمودند و به اسارت گرفتند و فرزندش اپيفانس [ 3 ] را به گروگان نگه داشتند . در سال دوازدهم ، انطيوخس با كلئوپاترا دختر لاگوس ازدواج كرد . پدر ، دختر را به او داد و به جاى مهر او سوريه و بلاد قدس را بگرفت و در سال نوزدهم ايرانيان و مشرق بر پادشاهشان شوريدند و او را از سلطنت خلع كردند و پسرش را به جاى او نشاندند سپس لاگوس هلاك شد .
ابن عميد گويد : بعد از صد و سى و يك سال از پادشاهى يونانيان كه گذشته بود ، بطلميوس پسر اسكندروس ، معروف به پيروز بر اثور به پادشاهى نشست . او مصر و اسكندريه و بلاد غربى را يازده سال در تصرف گرفت و گويند سى و هشت سال . او را فيلادلفوس يعنى دوستدار برادرش مىناميدند و او كسى است كه از هفتاد و دو تن از علماى يهود خواست تا تورات و كتب پيامبران را از عبرانى به يونانى ترجمه كردند و آنها را با نسخههايشان - مقابله كردند ، درست بود . از زمرهء اين احبار بود : سمعان كه پيش از اين از او ياد كرديم و او آنقدر زندگى كرد كه ديگر ياراى راه رفتنش نبود و در سن سيصد و پنجاه سالگى بمرد .
و از ايشان بود العازار كه انطيوخوس او را به سبب امتناعش از سجده در برابر بتش به قتل رسانيد . او به هنگام مرگ هفتاد سال داشت . و از اين بر مىآمد كه بطلميوس همان
هامش
[ ( 1 ) ] فلافا ذافسد .
[ ( 2 ) ] لوغش .
[ ( 3 ) ] اقفاقس .