تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
بدين گونه ملوك الطوائف پديد آمد و هر پادشاهى زمام امور ناحيهء خويش بر دست گرفت و فرزند خود را جانشين خويش ساخت . اين ارسطو كه معلم او بود ، از يونانيان بود و در آتن مسكن داشت . او بدون هيچ رقيبى بزرگترين حكماى نوع بشر بود . حكمت را از افلاطون يونانى فرا گرفت . ارسطو به هنگام درس دادن در زير سايبان رواق قدم مىزد تا از حرارت آفتاب در امان باشد . از اين رو شاگردان او را مشائيان گويند . افلاطون حكمت را از سقراط آموخت و او به سقراط الدن ( خم ) معروف بود زيرا از آن پس كه رهبانيت اختيار كرده بود در خمى سفالين زندگى مىكرد . چون سقراط قوم خود را از بت‌پرستى منع مىكرد ، مردم يونان او را زهر دادند و كشتند . او نيز حكمت را از فيثاغورس از حكماى يونان آموخت و گويند كه فيثاغورس شاگرد تالس حكيم ملطى بوده است كه از لقمان حكمت آموخته . ديگر از حكماى يونان ، ذيمقراطيس است و انكساغورس [ 1 ] و او علاوه بر حكمت در طب نيز استاد بود . بهمن پادشاه ايران نزد پادشاه يونان كس فرستاد و او را خواستار شد ، ولى پادشاه يونان از روانه داشتن او امتناع كرد ، زيرا مىخواست آن حكيم ويژه او باشد . و از شاگردان او جالينوس بود و جالينوس معاصر با عيسى ( ع ) بود . در صقليه وفات كرد و بدانجا مدفون شد . چون اسكندر بر بلاد ايران مستولى شد از آنجا روانهء بلاد سند شد و سند را به تصرف درآورد و شهرى به نام اسكندريه در آنجا بنا نمود . آنگاه به هند لشكر كشيد و بيشتر آن سرزمين را در حيطهء تصرف آورد . و با فور ، پادشاه هند نبرد كرد . فور منهزم شد و پس از يك سلسله نبردها به اسارت درآمد . اسكندر بر همهء طوايف هنديان غلبه يافت . همچنين بلاد چين و سند را بگرفت و پادشاهان ، فرمانبردار او شدند و از هر سو هدايا و خراج به جانب او روان شد . و پادشاهان از سرزمين افريقيه و مغرب و فرنگ و صقلاب و سياهان به سوى او كس فرستادند . سپس بلاد خراسان و ترك را بگرفت و بر مصب نيل در درياى روم اسكندريه را بنا كرد . و بر پادشاهان استيلا جست . مىگويند سى و پنج پادشاه را در ربقهء طاعت خود آورد . آنگاه به بابل بازگشت و در آنجا وفات يافت . بعضى گويند كه عامل او بر مقدونيه ، زهرش داد زيرا مادرش شكايت او به اسكندر برده بود و اسكندر او را تهديد كرده بود ، او نيز براى اسكندر رسمى فرستاد و بخورد و در چهل و دو سالگى پس از دوازده سال پادشاهى بمرد . از اين دوازده سال ، هفت سال پيش از كشته شدن دارا بود و پنج سال بعد از آن . طبرى گويد : چون اسكندر بمرد ، پسرش اسكندروس رهبانيت اختيار كرد و بطلميوس پسر لاگوس [ 2 ] به پادشاهى رسيد .
هامش
[ ( 1 ) ] انكسيثاغورس . [ ( 2 ) ] بطلميوس ملقب به لوغوس .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 217 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى