شكست داد و بابل را تصرف كرد ، سپس او را تا بيشههاى طبرستان تعقيب كرد و تا او را به محاصره افكند ، سپاهى گران تجهيز كرد . آنگاه به عراق روانه شد و آنجا را بگرفت . و گويند كه اين افراسيات از نوادگان طوج پسر افريدون بود كه آنگاه كه منوشهر ، نياى او طوج را كشت ، او به بلاد ترك پيوست و در نزد تركان پرورش يافت و از اين روست كه او را ترك خوانند .
طبرى گويد : چون منوشهر پسر منشخورنر درگذشت افراسيات پسر پشنگ [ 1 ] پسر رستم پسر ترك ، بر خيارث [ 2 ] يعنى بابل مستولى شد و كشور ايران را ويران و تباه ساخت . پس زو [ 3 ] پسر طهماسب ، بر او بشوريد . زيرا منوشهر پيش از اين ، آن هنگام كه با افراسيات در نبرد بود بر طهماسب [ 4 ] خشم گرفته بود و قصد كشتن او كرد . برخى از بزرگان ملك شفاعت كردند ، پس او را به بلاد ترك تبعيد كرد و طهماسب در آنجا از ميان تركان زن گرفت . و چون خواست نزد پدر باز گردد زن خود را به حيله از بلاد ترك بيرون آورد و اين زن دختر و امن پادشاه ترك بود . از او زو زاده شد . زو بعد از منوشهر به پادشاهى نشست و افراسيات [ 5 ] را از كشور ايران براند و در جنگهايى كه با تركان مىكرد ، نياى خود و امن را به قتل آورد . و افراسيات [ 5 ] به تركستان گريخت . ايرانيان روز شكست افراسيات را عيد گرفتند و آن سومين عيد از عيدهاى آنان شد . غلبهء زو بر بلاد ايران ، دوازده سال پس از وفات منوشهر بود . اين زو پسر طهماسب پادشاهى ستوده خصال بود . هر چه را افراسيات از بلاد بابل ويران كرده بود ، آبادان ساخت .
نهر زاب را در سواد حفر كرد و در كنار آن شهرى به نام روابى [ 6 ] بساخت . اين شهر را امروز مدينة العتيقه گويند . و در آن بستانها احداث كرد و بذر درختان و گلها را از جاهاى ديگر بدانجا برد . گرشاسب از فرزندان طوج پسر افريدون ، همزمان او بود ، گويند كه گرشاسب پسر منوشهر بود . او مردى بزرگوار از مردم ايران بود ولى به پادشاهى نرسيد ، كه پادشاهى بهرهء زو [ 7 ] پسر طهماسب گرديد . در سال سوم پادشاهىاش ، درگذشت . در ايام او بنى اسرائيل از تيه بيرون آمدند و يوشع شهر اريحا را بگشود . پس از او چنان كه آوردهاند پادشاهى به كيانيان رسيد و نخستين پادشاه كيانى ، كيقباد است . مدت پادشاهى اين طبقه از پادشاهان را دو هزار و چهارصد و هفتاد سال گفتهاند . و اين قول بيهقى و اصفهانى است . از پادشاهانشان جز اين نه تن كه طبرى ذكر كرده ، جايى سخنى نرفته است . و اللّه وارث الارض و من عليها .
هامش
[ ( 1 ) ] اشك .
[ ( 2 ) ] خيارات .
[ ( 3 ) ] زومر .
[ ( 4 ) ] طهمارست .
[ ( 5 ) ] افراسياب .
[ ( 6 ) ] زواهى .
[ ( 7 ) ] زومر .