تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
است . و اگر اريوس مىپندارد كه پدر چيزى را اراده مىكند و پسر آن را مىآفريند او فعل پسر را كامل‌تر از فعل پدر به حساب آورده ، زيرا پدر فقط صاحب اراده است و پديد آوردن كه اتم است فعل پسر است . چون بطلان عقايد اريوس آشكار شد بر ارمانيوس كه در عقايد اريوس مناظره مىكرد حمله آوردند و او را به سختى زدند چنان كه خواهرزاده پادشاه او را نجات داد . سپس كليساها را تقديس كردند و جمع پراكنده شد و خبر به قسطنطين رسيد او از اينكه ارمانيوس را بطرك قسطنطينيه كرده بود پشيمان شد و بر او خشم گرفت . ارمانيوس پس از دو سال كه از رياستش گذشته بود بمرد . از آن پس اصحاب اريوس نزد قسطنطين جمع آمدند و عقيده او را تحسين كردند و گفتند كه در شوراى نيقيه به اريوس ستم كرده‌اند و در اين باب كه گفته‌اند كه پدر در جوهريت مساوى با پسر است از حق منحرف شده‌اند . نزديك بود كه پادشاه از ايشان بپذيرد . ولى كيروش اسقف بيت المقدس به او نامه نوشت و او را از پذيرفتن عقايد اريوس بر حذر داشت . قسطنطين از تصميمى كه گرفته بود بازگشت . پس قسطنطين و قيصرها بعضى مفاد آن اعتقاد نامه را پذيرفتند و بعضى عقايد اريوس را و هر يك از دو طايفه به هنگامى كه قيصرى طرفدار آنان بود آشكار مىشدند . يكى از قيصرها با طايفه‌اى كه عقيده‌اى جز عقيده او داشت سخت گرفت ، يكى از علما و حكما به او گفت : نبايد مخالفت را ناخوش داشت زيرا ميان حنيفان نيز اختلاف پديد مىآيد . جز اين نيست كه اين مردم خداوند را حمد مىكنند و او را به صفات بسيار مىستايند و خدا نيز اين را دوست مىدارد و او اندكى از خشم باز ايستاد . بعضى از هر دو طايفه روىگردان مىشدند و هر طايفه را با دينش به حال خود مىگذاشتند . اما شوراى دوم در قسطنطينيه تشكيل شد دويست و پنجاه سال بعد از شوراى نيقيه . در اين شورا گرد آمده بودند تا در باب عقايد مقدونيوس و سليوس بحث كنند . آنها گفتند كه جسد مسيح ناسوتى نيست و لاهوت آن را از ناسوت بىنياز داشته است و برهان آن را از انجيل آوردند كه مىگويد كلمه گوشت شد و نمىگويد كلمه انسان شد و گفتند پس خدائى است بزرگ و خدائى بزرگتر ، پدر در بزرگ بودن بر پسر برترى دارد . و گفتند كه پدر در قوه و جوهر غير محدود است . شركت كنندگان در شورا اين عقيده را باطل دانستند و آن دو را لعنت كردند و تكفير نمودند . و بر اعتقاد نامه‌اى كه در شوراى نيقيه تصويب شده بود ، افزودند كه ما به روح القدس كه از پدر برگزيده شده ايمان مىآوريم و هر كس را كه از آن پس كلمه‌اى بر اعتقاد نامه بيفزايد يا از آن بكاهد لعنت كردند . چهل سال بعد از اين ، شوراى سوم را به خاطر شور در عقايد نسطوريوس بطرك در قسطنطينيه تشكيل دادند . زيرا او مىگفت : مريم خدا نزاد ، مريم انسان زائيد و اين انسان با خدا در مشيت متحد است نه در ذات . نيز او خداى حقيقى نيست . بلكه كسى است كه خدايى به او به موهبت و كرامت داده شده و نيز به دو اقنوم و دو جوهر قائل بود . و اين رأى كه نسطوريوس