تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
اما پطرس بزرگ حواريان و پولس كه هر دو را عيسى ( ع ) به رم فرستاده بود در آنجا ماندند و دين نصرانيت را رواج دادند . پطرس انجيل را به زبان رومى نوشت و آن را به مرقس شاگرد خود نسبت داد . و متى انجيلش را در بيت المقدس به زبان عبرانى نوشت و پس از او يوحنا پسر زبدى آن را به رومى ترجمه كرد ، و لوقا انجيلش را به رومى نوشت و نزد برخى از اكابر روم فرستاد و يوحنا پسر زبدى نيز انجيل خود را به زبان رومى نوشت . پس همهء رسولان حواريان در رم جمع شدند و براى دين خود قوانين شرعى وضع كردند و آن را به دست اكلمنته [ 1 ] شاگرد پطرس روان كردند و در آن نام كتابهائى را كه بايد پذيرفت نوشتند . از كتب قديم پنج سفر تورات و كتاب يوشع بن نون و كتاب داوران و كتاب روت [ 2 ] و كتاب يهودا و سفر پادشاهان حاوى چهار كتاب و سفر بنيامين و سفر مكابين [ 3 ] حاوى سه كتاب و كتاب عزراى پيشوا و كتاب استر [ 4 ] و كتاب قصه هامان ( ؟ ) و كتاب ايوب صديق و مزامير داود نبى و كتابهاى پنجگانهء پسرش سليمان و كتاب نبوات پيامبران كوچك و بزرگ حاوى شانزده كتاب و كتاب يسوع پسر سيراخ [ 5 ] و از كتب جديد كتابهاى چهارگانه انجيل و رساله‌هاى قتاليقون ( ؟ ) حاوى هفت رساله و رساله‌هاى پولس حاوى چهارده رساله و ايركسيس ( ؟ ) و آن قصه‌هاى پيامبران است و افليمد ( ؟ ) ناميده مىشود حاوى هشت كتاب مشتمل بر كلام رسولان و آنچه بدان امر شده‌اند يا از آن نهى شده‌اند و نامه‌هاى مسيحيان بزرگ به اسقفهايشان موسوم به بطريقها كه هر يك در سرزمينى دين مسيحيت را تعليم مىكردند . در رم پطرس رسول بود كه عيسى ( ع ) خود او را بدانجا فرستاده بود و در بيت المقدس يعقوب نجار و در اسكندريه مرقس شاگرد پطرس و در بيزانطيه و آن قسطنطنيه است آندرياس پير و در انطاكيه برانابا و شمعون ملقب به نيجر . صاحب اين دين و آنكه مراسم را بر پا مىدارد بطرك مىنامند و آن رئيس شريعت و خليفهء مسيح است در ميان آنها . او نواب و خلفاى خود را بر مسيحيانى كه از او دوراند مىفرستد اين نواب و خلفا را اسقف مىگويند يعنى نائب بطرك . و قراء را قسيس مىگويند و صاحب نماز را جاثليق و خدمتگزاران مسجد را شماس و آنكه خود را در خلوت وقف عبادت كرده است راهب و قاضى را مطران مىخوانند . و تا آن عهد در مصر پيشوائى نبود تا آنكه دهدس ( ؟ ) يازدهمين اسقف اسكندريه بدانجا آمد و او بطرك اسقفان مصر شد . اسقفها بطرك را اب ( پدر ) مىگفتند و قسيس‌ها نيز اسقف‌ها را اب ( پدر ) خطاب مىكردند . پس اب ميان اين دو طبقه مشترك بود تا آنكه بطرك اسكندريه را بابا ( پاپ ) خواندند تا از اسقف در اصطلاح قسيسان متمايز باشد و معناى آن پدر پدران است . پس اين اسم رواج گرفت آنگاه به بطرك رم كه صاحب كرسى پطرس بزرگ حواريون و رسول مسيح است
هامش
[ ( 1 ) ] اقليمنطس . [ ( 2 ) ] راعوث . [ ( 3 ) ] مقباسين . [ ( 4 ) ] اشير . [ ( 5 ) ] شارخ .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 165 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى