تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
آهنگ جان روميانى كه با آگريپا آمده بودند نمود و هر يك را در هر جا كه يافت بكشت ، و آن دو سردار را هم به قتل آورد . شيوخ يهود اين كار را ناپسند شمردند و آهنگ نبرد با العازار را ساز كردند . و نزد آگريپا كه در بيرون قدس بود كس فرستادند و او سه هزار مرد جنگى به شهر فرستاد . ميان دو طرف جنگ درگرفت ولى سپاه العازار پيروز شد و آنها را از شهر براند ، سپس در شهر به قتل و غارت پرداخت و همهء كاخهاى شاهى و اموال و ذخائر آن را تاراج نمود . اگريپا و كهنه و علما و شيوخ بيرون شهر بودند . به آنها خبر رسيد كه ارمن ( آراميان ) در دمشق و نواحى آن و قيساريه هر جا يهود را يافته‌اند كشته‌اند . اينان نيز روانه بلاد خود شدند و هر كس از ارمن ( آراميان ) را كه در حوالى دمشق يافتند كشتند سپس آگريپا نزد گالبا [ 1 ] قيصر رفت و خبر واقعه به دو باز گفت . قيصر در خشم شد و نزد كسنيناو ؟ سردار خود بر ارمن ( آراميان ) كه به جنگ ايران رفته بود و اينك پيروزمند به دمشق بازگشته بود فرستاد ، و فرمان داد كه با آگريپا پادشاه يهود به قدس برود . او نيز سپاه گرد آورد و روان شد و بر هر چه گذشت در هم كوبيد . العازار شورشگر در قدس با او رو به رو شد و شكست خورد . و سردار رومى به شهر درآمد و خلق كثيرى بكشت آنگاه به قيساريه رفت ، يهود بار ديگر در مقابل او ايستادند اين بار نيز به هزيمت شد و نزد قيصر بازگشت . در اين حال سردار بزرگ رومى و وسپاسيانوس از بلاد مغرب بازگشته بود . او اندلس را گشوده بود و همه اقطار آن را به فرمان درآورده بود از قيصر به او فرمان شد كه به بلاد يهود لشكر كشد . و فرمود تا دشمن را از ريشه بركند و باروهايشان را ويران سازد . و وسپاسيانوس همراه پسرش تيتوس و اگريپا پادشاه يهود روان شد . نخست به انطاكيه رسيدند . يهود از نبرد با آنها بيمناك شدند و به سه دسته در سه ناحيه تقسيم شدند با هر دسته كوهنى بود . عنانى كوهن اعظم در دمشق و نواحى آن بود و پسرش العازار كوهن در بلاد ادوم و اطراف آن ايله بود و يوسف پسر كريون ، كوهن طبريه و جبل خليل و هر چه بدان پيوسته بود . و در باقى نواحى در دشتها تا حدود مصر كوهنهائى كه براى نگهبانى گماشته بودند ، هر يك باروهاى دژ خود را تعمير ساختند و جنگجويان خود را نظام دادند و وسپاسيانوس از انطاكيه به راه افتاد و در وسط بلاد ارمن ( آرام ) كه درنگ كرد . يوسف پسر كريون از طبريه بيرون آمد و بعضى از دژها را در ناحيهء آگريپا محاصره كرد و گشود و بر آنها مستولى شد . از آن سو مردم طبريه به نزد روميان كس فرستادند و از آنان امان خواستند . يوسف چون خبر شنيد به طبريه بازگشت و هر چه رومى در آنجا يافت بكشت و پوزش مردم طبريه را نپذيرفت . و چون چنين خبرى از الخليل شنيده بود بدانجا رفت و چنان كرد كه در طبريه كرده بود . و وسپاسيانوس از عكا با چهل هزار جنگجوى
هامش
[ ( 1 ) ] قيرش .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 152 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى