تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
را با انتيگونوس بر سر يهود فرستاد تا او در آن سرزمين پادشاه شود . هيرودوس از قدس خارج گرديد و به كوه شراة پناه برد و زن و فرزندش را در دژ نزد برادرش نهاد . و از آنجا به قصد ديدار قيصر راهى مصر شد . كلئوپاترا ملكه مصر او را گرامى داشت و بر كشتى نشاند و به روم فرستاد . انطونيوس او را نزد آوگوستوس قيصر برد و او قيصر را از وقايع ايران و قدس خبر داد آوگوستوس او را پادشاهى بخشيد و تاج بر سرش نهاد و او را سواره در تمام رم به گردش آورد و منادى پيشاپيش او ندا مىداد : اين كسى است كه آوگوستوس به او پادشاهى بخشيده است . انطونيوس به اكرام او مهمانى ترتيب داد كه آوگوستوس قيصر و شيوخ روم در آن شركت داشتند و براى او عهد نامه‌اى بر لوحه‌هاى مس نوشتند و اين روز را تاريخ ساختند ، نخستين روز پادشاهى هيرودوس . به هنگامى كه انطونيوس با سپاه خود به ايران مىرفت هيرودوس نيز با او بود ولى از انطاكيه از او جدا شد و از راه دريا به جنگ آنتيگونوس روانهء قدس گرديد . آنتيگونوس به كوه شراة رفت تا زن و فرزند هيرودوس را به گروگان گيرد و دژ را به محاصره افكند اما هيرودوس در رسيد و با او جنگ در پيوست و يوسف نيز از دژ بيرون آمد از پشت سر به او حمله كرد . آنتيگونوس به قدس گريخت و بيشتر سپاهش هلاك شد . هيرودوس او را محاصره كرد و آنتيگونوس اموال را براى سران سپاه رومى فرستاد ولى آنان اجابتش نكردند . هيرودوس همچنان او را در محاصره گرفته بود تا او را خبر دادند كه آنطونيوس سردار قيصر به شاه ايران ظفر يافته و او را كشته است و بر بلاد ايران مستولى شده است ، اينك بازگشته و بر ساحل فرات فرود آمده است . هيرودوس برادرش يوسف را با سردار رومى سوسيوس و جمعى از ارمن ( آراميان ) را كه از متابعان آنها بودند به محاصره قدس گماشت و خود به ديدار انطونيوس شتافت . هيرودوس در دمشق بود كه شنيد برادرش يوسف در محاصره قدس به دست آنتيگونوس كشته شده و سپاه به دمشق بازگشته است و سوسيوس سردار رومى نيز با سپاه خود بازگشته است . هيرودوس خود قدم در راه نهاد . انتيگونوس براى مقابلهء با او بيرون آمد . ولى شكست خورد و بيشتر سپاهيانش كشته شد ، هيرودوس او را تا قدس تعقيب كرد . در اين حال سوسيوس نيز در رسيد و هر دو قدس را روزى چند در محاصره گرفتند عاقبت از باروها بالا رفتند و همهء نگهبانان را كشتند و شهر را در تصرف آوردند . سوسيوس در كشتار يهود مبالغه مىكرد هيرودوس او را از كشتن بازداشت و گفت : اگر تو قوم مرا بكشى مرا بر چه كسانى پادشاهى خواهى داد ؟ سوسيوس از كشتار باز ايستاد و هر چه به غارت برده بود باز پس داد و تاجى زرين به هيكل تقديم كرد و هيرودوس نيز اموالى به آنجا فرستاد . پس آنتيگونوس را كه در شهر مخفى شده بود يافتند سوسيوس سردار رومى او را بند برنهاد و نزد آنطونيوس فرستاد ، آنطونيوس در اين حال از شام به مصر مىرفت . آنتيگونوس را نزد او آورد . هيرودوس نيز به آنان پيوست و از انطونيوس خواستار قتل آنتيگونوس شد . هيرودوس از آن پس زمام امور يهود را به دست گرفت و سلطنت خاندان حشمناى به پايان آمد . و بقاء ويژه خداوند است و بس .