تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

خبر از دولت سبطهاى دهگانه و پادشاهانشان تا زمان انقراض ايشان

آنگاه كه از دولت سليمان سخن مىگفتيم ، گفتيم كه يربعام پسر ناباط از سبط افرائيم از سوى سليمان والى همهء نواحى اورشليم [ 1 ] يا بيت المقدس بود . و گويند كه والى سرزمينهاى بنى يوسف در نابلس و متعلقات آن بود ، او مردى جبار بود و چون سليمان او را حكومت داد از جانب خداوند مورد سرزنش واقع شد ، يربعام از سليمان جدا شد و به مصر رفت . چون سليمان درگذشت و پسرش رحبعام جانشين او شد ميان بنى اسرائيل اختلاف افتاد زيرا رحبعام در ملكدارى شيوه‌اى ناپسند داشت و بر مقدار مالياتها درافزود . پس سبطهاى دهگانه جز يهودا و بنيامين همدست شدند و يربعام پسر ناباط را از مصر فرا خواندند و با او بيعت كردند و زمام ملك به دست او دادند و با رحبعام و آنها كه در طاعت او بودند ، يعنى سبط يهودا و بنيامين به جنگ برخاستند و چون در اورشليم راهى نداشتند به جانب فلسطين در سرزمينهاى بنى يوسف روانه شدند . و يربعام در شهر نابلس سرزمين سبطهاى دهگانه فرود آمد و بنى اسرائيل را از دخول در بيت المقدس و قربانى كردن در آن بازداشت . يربعام مردى عاصى و بد سيرت بود . همواره ميان او و رحبعام پسر سليمان و پسرش ابياه و پسر او آسا جنگ بود . ابياه در جنگهايش بر او پيروز مىشد . يربعام پسر ناباط در سال دوم پادشاهى ابياه و سال بيست و سوم پادشاهى خود به هلاكت رسيد و يوناداب به جاى او پادشاه سبطها شد . او نيز در ستمگرى و بت‌پرستى شيوهء پدر داشت . خداوند بعشا ، پسر اخيا [ 2 ] را بر او مسلط كرد ، بعشا در سال دوم سلطنتش يوناداب و همهء خاندانش را به قتل آورد و خود زمام پادشاهى بر سبطها را به دست گرفت و همچنان تا زنده بود با آسا پسر ابياه و مردم بيت المقدس در نبرد بود .
هامش
[ ( 1 ) ] يورشليم . [ ( 2 ) ] احيا .