تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
زده بودند لشكر كشيد . اين جزيه دويست هزار [ 1 ] گوسفند در سال بود . يوآم از پادشاه يهودا براى نبرد با آنان يارى خواست پس هفت روز آنها را در محاصره افكند و آبشان به پايان آمد . اليشع دعا كرد ، آب در رودخانه جارى شد ولى اهل موآب آن را خون مىپنداشتند و بنى اسرائيل همه را كشتند . هداد پادشاه ادوم دست به محاصرهء سامره زد و سه سال اين محاصره دوام يافت تا آنگاه كه اليشع دعا كرد و آنها به ديار خود بازگشتند . در سال دوازدهم پادشاهى يوآم پادشاه سبطها ، يهوشافاط پسر آسا [ 2 ] از سبط منسى [ 3 ] پسر يوسف بر او خشمگين شد و اين به هنگامى بود كه از نبرد با پادشاهان جزيره و ادوم با احزيا پسر يهورام پادشاه قدس باز مىگشت . او مجروح بود و احزيا به عيادتش رفت . يهوشافاط همواره مترصد قتل يوآم بود . در اين ساعت فرصت به دست آمد و او را بكشت . و با او احزيا پادشاه قدس و بنى يهودا را ، به قتل آورد و خود پادشاه سبطها شد . ابن عميد گويد : يوآم پسر اخاب پادشاه سبطها به جنگ ادوم رفت و احزيا پادشاه قدس نيز با او بود و در اين جنگ هر دو كشته شدند . و گويند كه ياهو پسر منشا تيرى انداخت ، تير بر يوآم پسر اخاب آمد و او را كشت چون ياهو بر سبطها پادشاهى يافت همهء بنى اخاب را بدانسان كه اليشع به او فرمان داده بود بكشت . و خود در سال سى و پنجم پادشاهىاش بمرد . يوآص پسر احزيا - ( و يا به قولى يهودا ) - به جاى او نشست . در سال هجدهم پادشاهى يوآص پسر احزيا يهود قدس را تصرف كرد . او پادشاهى بدسيرت و بت‌پرست بود . مذبحى در سامره بساخت و در سال هفدهم پادشاهىاش بمرد . و بعد از او پسرش يوآش در سال سى و هفتم پادشاهى يوآص در قدس به پادشاهى رسيد . او لشكر به قدس كشيد و آن را از دست امصيا پادشاه يهودا بگرفت و از باروى آن چهارصد ذراع ويران كرد و مردم آنجا را به اسارت برد و نيز خاندان عزرياى كوهن را اسير كرد و هر چه در مسجد بود همه را غارت كرد و به سامره برد . اليشع بيمار شد ، يوآش به عيادت او رفت ، اليشع به او وعده داد كه ادوم هلاك مىشود و او سه بار بر آنها پيروز مىگردد و چنين شد . او در سال سيزدهم پادشاهىاش بمرد و بعد از او پسرش يربعام كه مردى بدخو و ستيزه‌جوى بود به جايش نشست او لشكر بر سر امصيا پادشاه يهودا كشيد . و نيز گويند آنكه بر سر امصيا لشكر كشيد يوآش پدرش بود . در اين نبرد امصيا شكست خورد و يوآش او را اسير كرده به قدس برد و قدس را به نبرد بگشود و همهء خزائن آن را به غارت برد و خاندان عزرياى كوهن را به اسارت گرفت و چون به سامره بازگشت امصيا را آزاد نمود . پس در سال چهل و يكم پادشاهىاش و سال بيست و يكم پادشاهى عزياهو پسر امصيا قدس را تصرف كرد . ابن عميد گويد : بنى اسرائيل در سامره يازده سال در بىسامانى زيستند
هامش
[ ( 1 ) ] دويست . [ ( 2 ) ] يشا . [ ( 3 ) ] منشا .