و انت اذا تاملت فى هذا الدليل علمت ان مقتضاه انه لا يجوز الاعتماد على الدليل الظنى فى احكامه تعالى انتهى موضع الحاجة من كلامه و ما مهده من الدقيقة هو الذى نقله شيخنا العلامة اعلى اللّه مقامه فى الرسالة .
شرح
ندارد و ايضا فرموده در جمله كلمات ديگرش بعد از آنى كه ذكر كرده است آنچه را كه به گمان خودش متفطن و زيركى او بوده است لفظ او آنست كه زمانى كه دانستى و شناختى آنچه را كه ما بيان نموديم از مقدمه دقيقهء شريفه .
پس مىگوييم اگر تمسك نموديم بكلام ائمه عليهم السّلام و دست به دامن آنها زديم البته عصمت و محفوظ مىباشيم از خطا و اگر تمسك كرديم به غير كلام ائمه عليهم السّلام و احكام شرعيه را از غير كلام ائمه گرفتيم محفوظ نمىباشيم از خطا بلكه احتمال خطا در كلام غير ائمه مىباشد .
و از مسلمات آنست كه عصمت از خطاء امرى است مطلوب و مرغوب فيه است بين عقلا شرعا و عقلا آيا نظر نمىكنيد به اقوال اماميه كه استدلال نمودهاند بر وجوب عصمت امام عليه السّلام و بيان نمودند بدليل و براهين كه امام بايد معصوم باشد كه اگر امام معصوم نباشد لازم مىآيد امر فرموده باشد خداى تعالى بندگانش را باتباع خطا - و نعوذ باللّه امر نموده است بندگان به مواردى كه احتمال خطا شرعيه در آن مىباشد و اين مطلب امرى است محال چون قبيح است اين امر صدور آن از ذات اقدس الهى تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا .
قوله و انت اذا تأملت الخ اين مطالبى را كه ذكر نموديم از مرحوم محدث امين استرآبادى بعد از آنى كه تأمل كنى در آنها مىدانى كه مقتضاى آنچه كه ذكر فرموده ايشان آنست كه جايز نيست اعتماد و عمل كردن بر دليل ظنى در احكام خداى تعالى انتهى موضع حاجة از كلام ايشان و آنچه را كه مهيا نموده است از مقدمهء دقيقه عقليه آن مقدمه را نقل نموده