الثانى الظن الذى لم يقم على حجيته دليل هل يجبر به ضعف السند او الدلالة بحيث صار حجة ما لولاه لما كان بحجة او يوهن به ما لولاه على خلافه لكان حجة .
شرح
اين عبارت كتاب است . كيف و آن لازم القول بعد كفايه مطلق الجزم و المعرفة هو الالتزام بكفر اكثر العوام بل كلهم الا ما شذ و نذر مع أنّه كما ترى الى آخره
ممكن است كه كسى اشكال كند كه علم و يقين كه از تقليد پيدا مىشود در اصول دين ممكن است كه به اندك اشكالى زايل و بر طرف شود بخلاف علم و يقين كه از دليل و برهان حاصل شود كه آن استقرار و دوامى دارد
جواب اين نقض بعلم و يقين برهانى هم وارد است بلى مجرد تقليد بدون علم و يقين كما آنكه در فروع دين است بلكه ظن و گمان هم حاصل شود كافى نيست بخصوص كسى كه متمكن از تحصيل علم و يقين باشد و بالاخص در زمان ما كه شبهات روز به روز زياد مىشود و لذا حصول علم و يقين از برهان و استدلال در اصول است كما آنكه كثيرى از علما قائلند به آن