شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 338
و قد انقدح بذلك انه لا وقع للجواب عن الاشكال تارة بان المنع عن القياس لاجل كونه غالب المخالفة و اخرى بان العمل به يكون ذا مفسدة غالبة على مصلحة الواقع الثابتة عند الاصابة . و ذلك لبداهة انما يشكل بخروجه بعد الفراغ عن صحة المتن عنه [ جوابهاى مرحوم شيخ از ظن قياسى و رد آنها ] قوله و قد انقدح بذلك انه لا وقع للجواب الخ از جواب ما ظاهر شد كه جوابهائى ديگر كه از ظن قياسى دادهاند صحيح نيست من جمله از آنها جوابى است كه مرحوم شيخ انصارى داده است منقول از شيخ هفت جواب است يكى از آنها آنكه منع از ظن قياسى شرعا به جهت آنست كه آن ظن قياسى غالبا مخالف واقع مىباشد كما اينكه شهادت به آن مىدهد قوله عليه السلام ان السنة اذا قيست محق الدين و قوله ليس شىء ابعد من عقول الرجال من دين اللّه و قوله عليه السّلام ما يفسده اكثر مما يصلحه نظير اين اخبار بعد از تامل در آنها موضوع عقل بلزوم اتباع ظن برداشته مىشود چون عمل به ظن براى درك واقع است و بعد از اينكه متنبه مىشود انسان به واسطه اين اخبار كه ظن قياسى غالبا بواقع نمىرسد لزوم عمل به ظن در ظن قياسى حكم آن عقلا برداشته مىشود . دوم از جواب از جوابهاى مرحوم شيخ آنست كه عمل به ظن قياسى مفسده آن غالب است بر مصلحت واقع در جائى كه مطابق واقع باشد به جهت آنكه اين طريق مرام اهل تسنن است و سبب مىشود كه مستغنى باشند از حجج و اهل بيت پيغمبر صلوات اللّه عليهم اجمعين . قوله و ذلك لبداهة انه انما يشكل الخ جواب از مرحوم شيخ از اين دو وجه آنست كه اين جوابهاى شما در جائى صحيح