تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
نعم لا بأس بالاشكال فيه فى نفسه كما اشكل فيه برأسه بملاحظة توهم استلزام النصب لمحاذير تقدم الكلام فى تقريرها و ما هو التحقيق فى جوابها فى جعل الطرق غاية الامر تلك المحاذير التى تكون فيما اذا اخطأ الطريق المنصوب
شرح
آنكه مثل امر شارع است به چيزى كه مفيد ظن نيست همچنان صحيح نيست حكم عقل در جائى كه نهى شارع است و حاصل آنكه بعد از آنكه حكم عقل تعليقى است نه تنجيزى مانعى نيست كه شارع مقدس نهى از ظن قياسى كند به لحاظ آنكه آن ظن غالبا خطاء در آن مىباشد كما آنكه نقل در بعض اخبار شده و يا آنكه نفس منع مصلحت مهمه‌اى دارد و يا مفسده آن غلبه دارد بر مصلحت واقع و غير آنكه ذكر شد با اينكه چيزى محرمى نداريم كه پانصد روايت در نهى آن وارد شده باشد كما آنكه گذشت . قوله نعم لا بأس بالاشكال فيه فى نفسه الخ مصنف مىفرمايد مانعى ندارد اشكال در نفس حجيت ظن بشود با قطع نظر از حكم عقل بوجوب عمل به آن كما آنكه اشكال در اصل مطلق عمل به ظن قبلا گذشت كه عمل به ظن موجب محاذيرى مىباشد مثل مخالفت واقع و يا حلال شدن حرام واقعى و يا حرام شدن حلال واقعى و احتمال تناقض و غير آنها كه كلام در اصل حجيت ظن گذشت و تحقيق در جواب آنها ايضا گذشت باختلاف مرتبه حكم ظاهرى و واقعى و آنكه مصلحت تسهيل سبب شده است كه شارع مقدس ظن را حجت قرار بدهد كما آنكه مفصلا جواب آنها گذشت . قوله غاية الامر تلك المحاذير الخ غايت امر آنست كه آن محاذيرى كه ذكر شد در جائى مىباشد كه طريق ظنى