تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
ثم إنّه اشكل ايضا بان الآية لو سلم دلالتها على وجوب الحذر مطلقا فلا دلالة لها على حجية الخبر بما هو خبر حيث إنّه ليس شأن الراوى الا الاخبار بما تحمله لا التخويف و الانذار و انما هو شأن المرشد او المجتهد بالنسبة الى المسترشد او المقلد . قلت لا يذهب عليك انه ليس حال الرواة فى الصدر الاول فى نقل ما تحملوا من النبى ( ص ) و على اهل بيته الكرام او الامام ( ع ) من الاحكام
شرح
برگشته‌اند تا آنكه حذر كنند آنها از چيزى كه انذار شده‌اند آنها و مقتضى حذرى كه عقب انذار بعالم مىباشد در جائى وجوب دارد حذر كه احراز آن شود كه بعالم دين است و علم به آن پيدا شود نه در جائى شك كما لا يخفى . قوله ثم إنّه اشكل ايضا الخ . اشكال چهارمى شده است بر آيه شريفه به آنكه اگر ما تسليم و قبول كنيم دلالت آيه را بر وجوب حذر مطلقا حتى در جائى كه علم هم نداشته باشيم پس آيه شريفه دلالت ندارد بر حجيت مطلق خبر من حيث إنّه خبر بلكه دلالت آيه در جائى است كه خبر وى را متضمن تخويف و انذار باشد و كلام ما در حجيت مطلق خبر است چه‌بسا مىشود كه راوى نقل مجرد الفاظ روايت را مىنمايد بدون فهميدن آنها را و از اين جهت وارد شده است از ائمه عليهم السلام رب حامل فقه الى من هو افقه منه . و حاصل آنكه آيه دلالت دارد بر حجيت خبرى كه تخويف و انذار در آن باشد و اين معنى مختص است به واعظى كه انذار مىكند مردم را وقتىكه فتوى مىدهد براى مقلدينش و شامل تمايل اخبار نمىشود . قوله قلت الخ جواب آنكه حال روايتى كه در صدر اسلام بوده‌اند كه نقل مىنمودند آنچه را كه ياد گرفته بودند از نبى اكرم و اهل بيت او صلوات اللّه عليه و عليهم اجمعين نقل آنها احكام را نبوده است مگر مثل حال كسانى كه نقل فتاوى مجتهدين
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 245 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى