لو لم نقل بكونه مشروطا به فان النفر انما يكون لاجل التفقه و تعلم معالم الدين و معرفة ما جاء به سيد المرسلين كى ينذروا بها المتخلفين او النافرين على الوجهين فى تفسير الآية لكى يحذروا اذا انذروا بها و قضيته انما هو وجوب الحذر عند احراز ان الانذار بها كما لا يخفى .
شرح
است و لذا واجب است حذر .
جواب آنكه فايده انذار منحصر نيست فقط بحذر كردن تعبدا و در مورد دليل بر اطلاق وجوب آن تعبدا نداريد بلكه ممكن است در جائى كه علم براى مكلف پيدا شود از قول منذرين در آن مورد حذر واجب باشد نه مطلقا .
از مواردى كه دلالت بر وجوب تحصيل علم مىكند صحيحه يعقوب بن شعيب است قال قلت لابى عبد اللّه عليه السّلام اذا حدث على الامام حدث كيف يضع الناس قال عليه السّلام اين قول اللّه عز و جلفَلَوْ لا نَفَرَالخ ثم قال هم فى عذر ما داموا فى الطلب و هؤلاء الذين ينتظرونهم فى عذر حتى يرجع اليهم اصحابهم و غيرها من الروايات ضرورى است كه آيه شريفه سوق آن براى وجوب نفر است نه براى غايت حذر و شايد وجوب حذر مشروط باشد در جائى كه علم براى مكلفين پيدا شود اگر نگوئيم كه مشروط بعلم مىباشد اين وجه اشكال سوم است بر آيه شريفه .
بيان آن آنكه عقلا از چيزى حذر مىكنند كه علم به آن داشته باشند يا قائم مقام علم باشد نه در مورد شك بعبارة اخرى آنكه نفر و رفتن براى تفقّه و ياد گرفتن معالم دين و معرفت آنچه را كه آورده است آن را سيد المرسلين صلى اللّه عليه و آله و سلم براى آنست كه بعد از تفقه و ياد گرفتن احكام دين بترسانند متخلفين يا نافرين را بنا برد و وجه تفسير آيه كريمه كه شده است متخلفين يعنى آن نافرينى كه رفتهاند بجهاد و آيات خداى تعالى را رؤيت كردهاند و بعد از اينكه برگشتهاند بترسانند متخلفين را و كسانى كه به جنگ نرفتهاند يا نافرين كسانى كه از جنگ