و منها آية السؤال عن اهل الذكر فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون و تقريب الاستدلال بها ما فى آية الكتمان و فيه ان الظاهر منها ايجاب السؤال لتحصيل العلم لا للتعبد بالجواب .
شرح
كه اگر كتمان حرام باشد قبول واجب است به اين معنى ممنوع است و لازم نمىآيد لغو بودن حرمت كتمان به جهت آنكه فايده حرمت كتمان منحصر بقبول خبر تعبدا نيست بلكه ممكن است حرمت كتمان براى آن باشد كه حق ظاهر شود براى آنها نيست كثرت آنهائى كه انشاء و بيان حق مىكند لئلا يكون الناس على اللّه حجة بل كان له عليهم الحجة البالغة .
و حاصل آنكه سوق آيه در اصول عقايد است ردا على اهل الكتاب و آنهائى كه اخفاء و كتمان مىنمودند علائم نبى صلّى اللّه عليه و آله را و در اين موارد غير علم كافى نيست و لذا آيه شريفه خارج از بحث است و همين اشكال بر آيه شريفه سؤال كه بعد ذكر مىشود وارد است .
قوله و منها آية السؤال الخ : از آياتى كه استدلال نمودهاند بر حجيت خبر واحد اين آيه شريفه استفَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ *و تقريب استدلال آنست كه آنچه كه در آيه شريفه كتمان بيان شد در اين شريفه هم مىآيد با اين معنى اگر سؤال از اهل ذكر واجب شد بمقتضى فاسئلوا واجب است قبول آن و الا وجوب سؤال لغو و بىفايده است
همچنانى كه در آيه كتمان گذشت مخفى نماند ظاهر آيه شريفه واجب است سؤال تا آنكه حصول علم براى سائل بشود نه تعبدا آن را قبول كند كما آنكه مىگوييم اگر اين مطلب را قبول ندارى برو سؤال كن تا علم براى تو حاصل شود