تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
. . . . . . . . . .
شرح
كتب اربعه و غير آن كتب بما رسيده است اكثر آنها مع الواسطه مىباشد و خبر بلاواسطه كه از امام بما رسيده باشد يا نادر است و يا معدوم است از اين جهت بحث در حجيت خبر واحد چندان اثرى ندارد مخفى نماند بر آنكه يك واسطه مسلم است چون ما كه امام عليه السّلام را رؤيت نكرديم و اشكالات بر غير يك واسطه است و وجه اشكال بر آيهء شريفه از دو وجه شده است اول آنكه چگونه ممكن است حكم بوجوب تصديق آن خبرى كه نيست براى او اثرى الا وجوب ترتيب آن اثرى كه براى مخبر به مىباشد از اثر شرعى به لحاظ اين وجوب . و حاصل آنكه هر تعبدى بايد اثرى شرعى داشته باشد بعد از آنكه موضوع آن ثابت باشد . و اگر مثلا ما تصديق قول مرحوم كلينى كه وجدانى است بنمائيم اين اثر شرعى ندارد و در هر تعبدى بايد اثر شرعى داشته باشد و اثر غير شرعى فائده ندارد مثل آنكه بگويد زيد قائم بله اگر موضوعات ديگرى كه مرحوم كلينى بيان مىكند و آن موضوعات و وسايط به امام برسد در اين موارد اثر شرعى ثابت مىشود ولى فرض آنست كه آن موضوعات ثابت نشده است و ثبوت آنها بواسطهء تصديق قول مرحوم شيخ كلينى مىباشد و اين معنى لازم دارد كه حكم موضوع خودش را اثبات كند و حال آنكه از اين جهت محال است هر حكمى موضوع خودش را اثبات كند چون حكم به منزلهء معلول است و معلول اثبات علت خودش را كند دور و محال است و اين اشكال دوم است و حاصل اشكال آنكه اثبات عدالت مثل مرحوم كلينى اثر شرعى ندارد و موضوعات ديگر كه وسايط بين خبر مىباشند ثبوت آنها بواسطهء تصديق قول مرحوم كلينى است از اين جهت لازم مىآيد كه هر حكمى اثبات موضوع خودش را بنمايد .