. . . . . . . . . .
شرح
در اين حال لا محال ظاهر مىشود در نفس شريف نبى صلّى اللّه عليه و آله يا ولى بسبب آن مصلحت يا مفسده اراده يا كراهتى كه آن اراده و كراهت سبب مىشوند براى انشاء براى فعل بعثا در جائى كه آن فعل واجب باشد يا زجرا در جائى كه آن فعل حرام باشد اين بيان در جائى است كه اراده و كراهت بامر واقعى باشد بخلاف جائى كه آن امر مصلحت يا مفسده در متعلق آن نباشد مثلا اوامر ظاهريه بلكه مصلحت و مفسده در نفس انشاء آن مىباشد كه امر به آن امر طريقى است كه بواقع برسد مكلف .
و امر ديگر واقعى حقيقى است كه آن امر از روى مصلحت يا نهى از روى مفسدهاى است كه در متعلق آن امر و نهى مىباشد كه آن مصلحت و مفسده سبب شده است براى اراده آن فعل يا كراهت آنكه آن اراده و كراهت موجب شده است براى انشاء آن بعثا يا زجرا در بعض مبادى عاليه يعنى آن مصلحت و يا مفسدهاى كه در متعلق امر مىباشد آنها سبب مىشوند براى ارادهء آن فعل يا كراهت و نهى آنكه اراده و كراهت سبب انشاء وجوب يا حرمت در بعضى مبدأ عاليه كه نبى يا ولى مىشود اگرچه اراده و كراهت در مبدأ اعلى كه ذات اقدس الهى باشد نيست مگر علم ذات اقدس الهى به مصلحت يا مفسده كما آنكه اشاره نموديم ما قبلا .
مخفى نماند اراده و كراهت را نسبت بذات اقدس الهى مصنف علم به مصلحت يا علم به مفسده گرفته است ولى ما قبلا بيان نموديم در باب طلب و اراده از صفات فعل ذات اقدس الهى مىباشد نظير صفت خلق و رزق و امثال آن و فرق بين صفات ذات اقدس الهى و صفات فعل آن بود كه هر صفتى اگر ممكن نبود ذات اقدس الهى بضد آن آن صفت ذاتى است مثل قدرت و علم و امثال آن و هر صفتى كه ممكن باشد ذات اقدس الهى بضد آن آن صفت صفت فعل است .
نظير آنكه بگوئيم خداى تعالى اراده نموده است حيات زيد را و اراده