بحقيقى بل بالعرض و المجاز و انما يكون فى الحقيقة متعلقا بما يلازمه من العنوان .
بخلاف صورة الانطباق لتعلقه به حقيقة كما فى سائر المكروهات من غير فرق الا ان منشأه فيها حزازة و منقصة فى نفس الفعل و فيه رجحان فى الترك من دون حزازة فى الفعل اصلا غاية الآمر كون الترك أرجح .
نعم يمكن ان يحمل النهى فى كلا القسمين على الارشاد الى الترك
شرح
است ولى منطبق برآن ترك نمىشود كه اگر منطبق شود قسم اول مىشود ولى ملازم ترك است نظير عنوان گريه نمودن بر حضرت ابا عبد اللّه عليه السّلام در روز عاشورا به واسطه اخبار كثيره كه وارد شده كه مكلف اگر روزه بگيرد در عاشورا ترك گريه مىشود .
از اين جهت چون گريه مطلوبست ولى ملازم ترك روزه است و لذا ترك ارجح است از فعل روزه و همچنين دعا روز عرفه يا روزه آن ارجح است دعا از روزه آن پس ترك روزه اولى است الا آنكه در اين موارد طلب متعلق به ترك نيست حقيقتا بلكه مطلوب حقيقتا گريه و دعا است ولى چون آنها ملازم ترك روزه عاشورا و عرفه مىباشد مجازا مىگوييم ترك مطلوبست .
قوله بخلاف صورة الانطباق الخ : يعنى در قسم اول روزه كه عنوان مخالفت بنى اميه منطبق بود بر ترك روزه عاشورا كه در آنجا حقيقتا ترك مطلوب بود نه آنكه ترك ملازم شىء ديگرى باشد كما آنكه در ساير مكروهات حقيقتا ترك فعل مطلوبست الا آنكه در آن مكروهات منقصت در نفس فعل است ولى در ما نحن فيه رجحان در ترك فعل است بدون آنكه نقصانى در فعل پيدا شود غاية الامر آنست كه ترك فعل ارجح و بهتر است از خود فعل .
قوله نعم يمكن ان يحمل النهى الخ : ممكن است در قسم اول كه منطبق است عنوان مخالفت بنى اميه بر ترك روزه