[ لفظ مطلق ممكن است از جهتى مجمل باشد ]
تنبيه و هو انه يمكن ان يكون للمطلق جهات عديدة كان واردا فى مقام البيان من جهة منها و فى مقام الاهمال او الاجمال من اخرى فلا بد فى حمله على الاطلاق بالنسبة الى جهة من كونه بصدد البيان من تلك الجهة و لا يكفى كونه بصدده من جهة اخرى الا اذا كان بينهما ملازمة عقلا او شرعا او عادة كما لا يخفى .
شرح
در منقول بالغلبة همينطور است مثلا لفظ صلاة كه در لغت به معناى دعا است بعد از اينكه استعمال شد در اركان مخصوصه در شريعت مقدسه بنابراين كه در اركان مخصوصه حقيقت شرعى نباشد و بتدريج بهطورى مىشود معناى مجاز مشهور مقدم بر معناى حقيقى مىشود در اين موارد اگر لفظ صلاتى پيدا شد بدون قرينه حمل بر منقول به غلبه يا مجاز مشهور مىشود كه اركان مخصوصه مىباشد نه آنكه حمل بر معناى حقيقى لغوى باشد فافهم .
قوله تنبيه و انه هو يمكن الخ در اين تنبيه بيان مىشود كه براى لفظ مطلق جهات عديدهاى است كه مولا ممكن است در بعض جهات در مقام بيان باشد و بعض جهات ديگر اهمال يا اجمال باشد و در آن مواردى كه مولا در مقام بيان است حمل مطلق بر اطلاق خودش مىگذاريم و اطلاق آن را مىگيريم و اگر در يك جهتى در مقام بيان نيست و جهت ديگر در مقام بيان است آن جهتى كه در مقام بيان است كفايت از آن جهتى كه در مقام بيان نيست نمىكند مگر آنكه در بين اين دو جهت ملازمهء عقلى يا شرعى يا عادتا باشد مثل آنكه بيان نمودند در ثوبى كه عذرهء ما لا يؤكل لحمه از جهت نجاست در وقتى كه مصلى علم به آن نجاست نداشته باشد صلاة صحيح است ملازمهء اين حكم آنست كه اجزاء ما لا يؤكل لحمه اگر در لباس مصلى باشد و علم به آن نداشته باشد ايضا صحيح است چون انفكاك بين اين دو صحيح نيست كما لا يخفى .