او الاصناف لظهوره فيه او كونه متيقنا منه و لو لم يكن ظاهرا فيه بخصوصه حسب اختلاف مراتب الانصراف كما انه منها ما لا يوجب ذا و لا ذاك بل يكون بدويا زائلا بالتأمل كما انه منها ما يوجب الاشتراك او النقل .
شرح
حكمت كه آن قرينه عامه است در جائى كه قرينه حاليه يا مقاليه يا عقليه در كلام نباشد كه مراد متكلم را بيان كند و اين مقدمات حكمت اطلاق حكم را مىرساند در جائى كه انصراف نداشته باشد لفظ بخصوص بعض افراد يا بعض اصناف مثلا روايتى كه وارد شده است لا تصل فيما لا يؤكل لحمه اين كلام انصراف دارد بافراد حيوان غير انسان و انسان را شامل نمىشود و لو انسان هم يكى از اصناف ما لا يؤكل لحمه مىباشد .
از اين جهت علماء فتوى دادهاند كه اگر موى انسان ديگرى همراه مصلى باشد مانعى ندارد براى صلاة آن و قسم ديگر انصراف آنست كه متيقن در بعض افراد مىباشد و لو ظهور لفظ در آن بخصوصه نباشد حسب اختلاف مراتب انصراف چون مراتب انصراف مختلف است مثلا لفظ مدينه و لو در لغت وضع شده براى هر شهرى ولى انصراف دارد بدون قرينه به مدينه رسول صلّى اللّه عليه و آله و متيقن در آن مىباشد و بعض از انصرافات نه ظهور در معنى دارد و نه متيقن بلكه انصراف ابتدائى است كه فى الجملة تأمل زايل مىشود .
نظير آنكه اگر شهرى لوله آب داشته باشد و مولا بفرمايد جئنى بماء و قرينهاى بر خصوص آب لوله نباشد در اين حال لفظ آب منصرف است به آب لوله و ابتداء شامل آبهاى ديگر كه آب چاه باشد يا آب مكينه نمىشود ولى اين انصراف بدوى است كه بقدرى از تأمل زايل مىشود و شامل همهء آبها مىشود و بعضى از انصرافات آن چيزى است كه موجب اشتراك يا نقل مىشود نظير لفظ صلاة كه اگر حقيقت شرعيه نباشد ممكن است اشتراك يا نقل باشد در اركان مخصوصهء شرعيه