است يا مفهوم موافق در ايجاب .
نظير آنكه مولا بفرمايد اكرم جيرانك و ان كان فاسقا كه اگر عادل باشد بطريق اولى اكرام لازم است در اين دو مورد مفهوم موافق چه سلبى باشد و چه ايجابى به اولويت است و اما مفهوم موافق مساوى بدون اولويت نظير آنكه مولا بفرمايد لا تشرب الخمر لانها مسكر و در اين موارد آنچه كه موضوع حكم است اسكار بودن است سواى آنكه در خمر باشد يا غير خمر و بيان خمر من باب آنست كه يكى از افراد اسكار مىباشد نه آنكه خمر اهميتى داشته باشد .
و لذا موضوع خمر با اشياء ديگرى كه مسكريت دارند تمام مساويند در حرمت بدون اولويت يكى از آنها بر ديگرى .
و ايضا فرقى ندارد در اين موارد كه مولا بفرمايد لا تشرب الخمر لانها مسكر يا بفرمايد لاسكارها چون در اين موارد عرف يك معنى مىفهمد كه آن واسطهء در عروض باشد نه آنكه در دومى كه لاسكارها باشد واسطهء در ثبوت و از قبيل دواعى جعل حكم بر موضوع و غرض از حكم باشد و اگرچه بعضى از اعلام فرق گذاشتهاند بين دو عبارت و لكن نزد عرف يك معنى بيشتر فهميده نمىشود كه آن واسطه در عروض باشد و لو تعبير مختلف است كما لا يخفى .
و على كل حال بحث ما در مفهوم مخالف مىباشد و معناى آن آنست كه در ايجاب و سلب مخالف ديگرى باشند نظير قوله صلّى اللّه عليه و آله كه فرموده است فى الغنم زكات كه اين عام است در جائى ديگر فرموده است فى الغنم السائمة زكات يعنى گوسفندى كه بچرد در بيابان نه علف دستى به او بدهند آيا مفهوم روايت دومى اولى را تخصيص مىدهد يا نه و همچنين روايت ديگر الماء كله طاهر روايت ديگرى داريم اذا بلغ الماء قدر كر لم ينجسه شىء كه مفهوم دومى تخصيص بدهد الماء كله طاهر را و امثال آنكه در فقه زياد است .
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 271
مساهمون: محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى
ص٢٧١