[ ضميرى كه عقب عام مىآيد آيا تخصيص مىدهد آن را يا نه ]
فتخلص انه لا يكاد تظهر الثمرة الا على القول باختصاص حجية الظواهر لمن قصد افهامه مع كون غير المشافهين غير مقصودين بالافهام و قد حقق عدم الاختصاص به فى غير المقام و اشير الى منع كونهم غير مقصودين به فى خطاباته تبارك و تعالى فى المقام .
فصل هل تعقب العام بضمير يرجع الى بعض افراده يوجب تخصيصه
شرح
قوله فتلخص الخ ملخص كلام ما آن شد كه ثمرهء در اين بحث نيست مگر كسى كه قائل بشود كه اختصاص دارد حجيت ظواهر براى كسانى كه قصد افهام به آنها شده است و غير مشافهين مقصود بافهام كلام نمىباشند و ما تحقيق كرديم و ثابت نموديم اين مطلب را كه حجيت ظواهر مخصوص به كسانيست كه قصد افهام به آنها مىباشد نيست و حجيت آنها عام است .
علاوه بر آنكه اشاره كرديم و منع كرديم كه غائبين و معدومين خطاب به آنها نباشد بلكه خطابات الهيه تبارك و تعالى شامل تمام موجودين در زمان خطاب غائبين و معدومين الى يوم القيامه مىباشد با آن وجوهى كه قبلا ذكر شد كما لا يخفى .
قوله فصل هل تعقب العام بضمير الخ در اين فصل بيان مىشود عام يا مطلقى كه بعد از آنها ضميرى مىآيد و آن ضمير رجوع مىكند ببعض افراد عام آيا سبب مىشود تخصيص عام را يا تقييد آن مطلق را يا نه در اين مسئله خلاف است بين اعلام نسبت دادهاند بمرحوم علامه و جمعى كه ضمير تخصيص مىدهد عام را و شيخ طوسى اعلى اللّه مقامه الشريف انكار اين مطلب را نموده و مرحوم محقق توقف نموده است و بايد محل خلاف در جائى باشد كه دو تا كلام مستقل باشند يا كلامى مستقل باشد ضميرى به آن برگردد آنجائىكه دو كلام مستقل است .