براى عام ظهورى پيدا نمىشود الا در خاص كما آنكه در مخصص متصل گذشت و اگر مخصص لبى اينطور نباشد مثل اجماع يا حكم عقلى كه نظرى باشد در اين موارد ظاهر آنست كه عام حجت است در شبهات مصداقيه و حجيت آن باقيست حتى در افراد مشكوك همچنانى كه ظهور عام هم در آن افراد مىباشد .
و سر در اين مطلب آنست كه كلامى كه ملقا مىشود از سيد و مولا به طرف عبد اين كلام حجت است آن اندازهاى كه عام ظهور در افراد خودش دارد و اين عام كاشف است كه تمام افراد عام را حتى مشكوك را مولا اراده كرده است پس بايد تابع اين ظهور عام باشيم مادامىكه قطع بخلاف نداريم مثلا اگر مولا فرمود اكرم جيرانى و يقين داريم كه مولا اراده ندارد اكرام كسانى كه دشمن او مىباشند و لو جيران مولا باشند در اين موارد از طرف مولا دو حجت براى عبد رسيده است و در اين حال تقديم مخصص است بر عام .
و مثل اينكه از اول مولا اراده عام را نفرموده است بلكه ارادهء خاص نموده كما آنكه اين مطلب حقيقة همينطور است در خاص متصل .
و حاصل آنكه مخصص متصل لفظى و منفصل لفظى اگرچه با همديگر فرق دارند كه در متصل از اول ظهورى پيدا نمىشود و در منفصل ظهورى هست .
ولى در حجيت هر دو با هم شريكند كه تمسك بعام در شبهات مصداقيه ممكن نبود كما آنكه مفصلا گذشت بخلاف مخصص لبى كه عبد يقين داشته باشد كه مولا ارادهء اكرام عدو را ندارد در اين مخصص لبى حجيت عام در افراد مشكوك از بين نمىرود و به حال خود باقى است و افرادى كه يقين داريم كه اينها عدو و دشمن مولا مىباشند از عام خارجند و باقى ديگر لازم است اكرام آنها .
كما آنكه ظاهر مىشود صدق بيان ما از صحت مؤاخذه مولا كه اگر افراد مشكوك را اكرام نكرد باحتمال اينكه دشمن مولاست صحيح است مولا مؤاخذه
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 234
مساهمون: محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى
ص٢٣٤