و اما الاستدلال على ذلك اى عدم الدلالة على المفهوم بآية
رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ
ففيه ان الاستعمال فى غيره احيانا مع القرينة مما لا يكاد ينكر كما فى الآية قطعا مع أنّه يعتبر فى دلالته عليه عند القائل بالدلالة ان لا يكون واردا مورد الغالب كما فى الآية و وجه الاعتبار واضح لعدم دلالته معه على الاختصاص و بدونها لا يكاد يتوهم دلالته على المفهوم فأفهم .
[ وصف و موصوف يكى از نسبت اربعه را دارند ]
تذنيب : لا يخفى انه لا شبهة فى جريان النزاع فيما اذا كان الوصف أخص
شرح
قوله و اما الاستدلال على ذلك : كسانى كه استدلال كردهاند به اينكه وصف مفهوم ندارد تمسك به آيه شريفه نمودهاند ربائبكم اللاتى فى حجوركم جواب از آنها آنكه استعمال وصف در غير مفهوم در بعض موارد با قرينه از چيزهائى است كه انكار آن نشده است حتى كسانى كه قائل بمفهوم مىباشند كما آنكه در آيهء شريفه همانطور است و قرينه آن حرام بودن ربائب است مطلقا چه در حجور باشند چه نباشند علاوه بر اينها وصفى كه در آيهء شريفه هست اين وصف مورد غالب است و در جائى كه مورد غالب باشد وصف دلالت بر مفهوم ندارد چون اگر وصفى مورد غالب شد حكم اختصاصى به آن ندارد و بدون دلالت ممكن نيست توهم وصف بر مفهوم باشد .
و اما مورد غالب آن آنست كه ربيبه كه دختر زنى را مىگويند كه شخصى با آن زن ازدواج كند و آن دختر قبل از ازدواج نزد مادرش بوده و وقتى اين زن وارد خانهء شوهر مىشود با آن دختر است و غالبا آن دختر در دامن شوهر دومى بزرگ مىشود و از اينجا است كه وصف غالبى مفهوم ندارد فافهم .
قوله تذنيب لا يخفى انه الخ : مخفى نماند نسبت بين صفت و موصوف چهار قسم مىشود يا تساوى است مثل انسان ضاحك يا وصف اعم است از موصوف مثل انسان حساس يا وصف اخص است