تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
فصل الظاهر انه لا مفهوم للوصف و ما بحكمه . مطلقا . لعدم ثبوت الوضع و عدم لزوم اللغوية بدونه لعدم انحصار الفائدة به و عدم قرينة اخرى ملازمة له و عليته فيما اذا استفيدت غير مقتضية له كما لا يخفى و مع كونها بنحو الانحصار و ان كانت مقتضية له الا انه لم يكن من مفهوم الوصف .
شرح
اگرچه حكم آنها كه وجوب باشد ممكن است مؤكد شود نظير قتل و امثال آنكه در اين موارد حكم مؤكد مىشود اگرچه جزاء يك شىء واحد است و قابل تعدد نيست كما لا يخفى . قوله فصل الظاهر انه لا مفهوم الخ . مصنف مىفرمايد ظاهر آنست كه وصف مفهوم ندارد يعنى اگر مولا فرمود اكرم الرجل العالم اين حكم براى عالم مسلم است ولى نفى آن حكم براى غير رجل عالم نمىكند كه اگر نفى آن كند البته معنى مفهوم است اين در جائى است كه صفت و موصوف هر دو باشند مثل رجل كه موصوف است و عالم كه صفت او است و همچنين اگر فرمود اكرم العالم كه وصف بدون موصوف است اين هم مفهوم ندارد اگرچه در اين قسمى كه صفت بدون موصوف است چندان اختلافى نيست كه مفهوم ندارد و همچنين اگر بفرمايد اكرم زيدا راكبا كه راكبا حال و قيد زيد است . قوله مطلقا الخ . يعنى وصف و موصوف چه مساوى باشند يا اعم مطلقا و يا من وجه كه بيان آن مىآيد . قوله لعدم ثبوت الوضع الخ . كسانى كه قائل به مفهومند مدرك از براى آنها چند چيز است .