تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
. . . . . . . . . .
شرح
واقعى بعد از كشف خلاف يا نه تحقيق در اين مطلب آنست كه آن مأمور به ظاهرى كه كشف خلاف مىشود اگر مربوط بتنقيح موضوع تكليف امر واقعى مىباشد جزءا باشد يا شرطا و تحقيق متعلق آن را مىنمايد مثل قاعده طهارت يا حليت كه از اصول مىباشند بلكه استصحاب اين قاعده طهارت و حليت بنا بر اينكه استصحاب هم از اصول باشد نه اماره چونكه اگر از اماره باشد بعدا مىآيد بحث آن و رفع نحو اين قاعده طهارت و حليت مثل قاعده فراغ و قاعده اصالة الصحه و قاعده تجاوز به نسبت به اينكه هرچه كه مشروط است به طهارت واقعيه يا حليت واقعيه در موضوع تكليف اگر كشف خلاف در اين‌ها باشد اين اتيان مأمور به ظاهرى مجزى است از واقع و دليل مجزى بودن آنست كه دليل حكم ظاهرى مثل قاعده طهارت و استصحاب و غيره حاكم است بر دليل اشتراط واقعى و مبين است براى دائره شرط واقعى و شرط واقعى را توسعه مىدهد اعم از طهارت واقعى يا ظاهرى در اينجا كشف نمىشود براى ما كه عمل بدون شرط يا جزء بوده بلكه از قبيل ارتفاع حكم است از حين ارتفاع جهل يعنى حكم مادامىكه جهل از بين رفت حكم هم از بين مىرود و تبدل موضوع بموضوع ديگرى است نظير قصر و اتمام .

[ ادله اوامر ظاهريه مجزى از واقعيه است و حكومت آنها ]

مخفى نماند كه از كلمات صاحب كفايه استفاده مىشود كه در اصول مثل قاعده طهارت و قاعده حليت و استصحاب اين‌ها چون اين ادله حكومت به ادله واقعيه دارند و شرط طهارت در نماز يا طهارت واقعيه است يا طهارت ظاهريه و بنابراين اصلا كشف خلاف ندارد چون بعد از آنكه يقين پيدا كرديم ما كه آبى را كه استصحاب طهارت آن را نموديم يا به قاعده طهارت حكم به طهارت او نموديم بنا بر قول مصنف كشف خلاف ندارد و بعدا كه علم پيدا مىكنيم كه آن آب نجس بوده است تبدل موضوع است بموضوع ديگر نظير آنكه انسان مسافر باشد و نماز قصر بخواند و بعد به وطن برسد و تمام بخواند همچنان كه در اين مورد تبدل موضوع