. . . . . . . . . .
شرح
مىكنند كه چرا آخر وقت نخريدى هندوانه را و لو اينكه در اول وقت متمكن نبودى و از اينجا است كه مىگوييم جواز بدار در اوامر اضطراريه نداريم و اگر هم خواسته باشد اول وقت نماز بخواند البته احتياطا مانعى ندارد كما اينكه در تمام موارد احتياط همينطور است و اگر آخر وقت آب پيدا كرد اوامر واقعيه ساقط نشده است و آن امر اضطرارى كه اول وقت آورده بود و لو يقين داشت كه آخر وقت آب پيدا نمىكند آن امر خيالى بوده است و مأمور به واقعى نبوده است و اما بعضى از اعلام ( ره ) كه فرمودهاند كه اجماع و ضرورت داريم كه در يك شبانهروز شش نماز براى مكلف واجب نيست و بنابراين مجزى است مأمور به اضطرارى كه اول وقت آورده است از مأمور به واقعى اين مطلب را اولا اگر اجماع و ضرورت باشد فقط در صلاة است و بحث ما بحث اصولى است و عام است مطلق اجزاء و شرائط اضطراريه است نظير قدرت نداشتن بر قيام و ركوع يا ياد گرفتن حمد و سوره و غيره و يا تقيه و امثال آنها مىباشد و حاصل آنكه هركجا ما دليل جواز بدار داريم آنجا قائل باجزاء مىشويم و يقينا مأمور به اضطرارى مجزى از مأمور به واقعى مىباشد كما آنكه در تقيه جواز بدار مىباشد و از اين جهت مشهور قائلند كه مأمور به اضطراريه از جهت تقيه مجزى از مأمور به واقعى مىباشد و لو متمكن باشد از اول برود نماز را در جائى بخواند كه تقيه نباشد و اگر ما دليل بر جواز بدار نداريم قهرا بايد بگوئيم مأمور به اضطرارى از مأمور به واقعى مجزى نيست بله در باب صلاة با تيمم اول وقت ، مرحوم صاحب كفايه و همچنين سيد صاحب عروة و بعض ديگرى قائل بجواز بدار شدهاند و اول وقت اگر شخص آب پيدا نكرد مأمور به اضطرارى را مجزى از واقع مىدانند و لو آخر وقت آب پيدا بكند و بتواند مأمور به واقعى را با تمام اجزاء و شرائط بجا بياورد ولى قبلا گذشت كه در اين موارد صدق اضطرار نمىكند و بايد مأمور به واقعى را بجا بياوريم
تا اينجا كلام ما در آنجائى بود كه آخر وقت مكلف بتواند مأمور به واقعى