شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 79
و اما ما وقع عليه فظاهر اطلاق دليله مثل قوله تعالى فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً * و قوله ( ع ) التراب احد الطهورين و يكفيك عشر سنين هو الاجزاء و عدم وجوب الاعادة او القضاء و لا بد فى ايجاب الاتيان به ثانيا من دلالة دليل بالخصوص . و بالجملة فالمتبع هو الاطلاق لو كان و الا فالاصل و هو يقتضى البراءة من ايجاب الاعادة لكونه شكا فى اصل التكليف و كذا عن ايجاب القضاء بطريق اولى . وجوب آنها ولى ما نحن فيه اينطور نيست چون فرض آن است كه چه عمل اضطرارى را بياورى در اول وقت و چه نياورى حتما بايد عمل اختيارى آورده شود و اين چه واجبى است كه سقوط افراد ديگر را نمىرساند مگر آنكه مراد صاحب كفاية استحباب اول وقت باشد به عمل اضطرارى كما آنكه در قسم ديگرش كه درك آن مستحب بود استحباب عمل اختيارى است در آخر وقت اگر اول وقت عمل اضطرارى را بجا آورده باشد . [ اوامر اضطرابيه موجب سقوط تكليف واقعى است با كشف خلاف ] قوله : و اما ما وقع عليه الخ اين مطالب كه گفتيم و چهار قسمى كه ذكر نموديم در مقام ثبوت بود و اما در مقام اثبات آيات و رواياتى كه داريم در اين بابت ذكر مىكنيم اول آيه فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً * است و البته اصل آيه در سورهء نساء آيه 43 و سورهء مائده آيه 6 - به اين نحو است فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً * كه در اين آيات اطلاق لفظى است و آيه مىفرمايد اگر آب پيدا نكردى تيمم كن و حكم را مطلق نموده و نگفته اگر بعدا آب پيدا نمودى اعاده كن در وقت و قضا كن در خارج وقت و مقيد به يكى از اينها ننموده و همچنين روايت التراب احد الطهورين و يكفيك عشر سنين اينجا هم مطلق است و ظهور آيات و اين روايت آن است كه عمل اول مجزى است و اعاده واجب نيست يا قضاء واجب نيست .