شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 78
الاختيارى بعد رفع الاضطرار او الانتظار و الاقتصار باتيان ما هو تكليف المختار و فى الصورة الثانية يتعين عليه البدار و يستحب اعادته بعد طرو الاختيار هذا كله فيما يمكن ان يقع عليه الاضطرارى من الانحاء . نهايت امر اين است كه در صورة اول كه واجب است تدارك او مخير هستيد شما كه بدار و شروع كنيد در اول وقت عمل اضطرارى را و در آخر وقت هم اعاده كنيد و شما در اين قسم دو عمل بجا مىآوريد اول اينكه مجاز مىباشيد كه عمل اضطرارى را بجا بياوريد در اول وقت و بعد بايد حتما عمل اختيارى را بعد از رفع اضطرار بجا بياوريد و يا اينكه در همين قسم اول كه شما لابديد در تدارك او را در اول وقت ديگر بجا نياوريد و انتظار بكشيد و اكتفاء كنيد به آوردن تكليف اختيارى در آخر وقت و در صورة دوم كه مستحب است تدارك نمائيد جايز است براى شما كه بدار و شروع نمائيد در اول وقت و مستحب است براى شما كه بعد رفع اضطرار و پيدا شدن حالت اختيارى اعاده كنيد . [ اشكال بر مصنف در تخيير اضطرارى و اختيارى ] مخفى نماند از قول مصنف استفاده شد در آن قسمى كه واجب است تدارك آن بدون مستحب آن جائى كه واجب است مكلف مخير است بين اول وقت مامور به اضطرارى را بجا بياورد و يا آخر وقت مامور به اختيارى را بياورد ولى اگر اول وقت مامور به اضطرارى را آورد اكتفاء به او جايز نيست و حتما بايد در آخر وقت عمل اختيارى را بياورد اين معنائى كه ايشان فرمودهاند صحيح نيست به جهت آنكه برگشت آن بتخيير بين اقل و اكثر غير ارتباطى است كه در جاى خودش ثابت است كه محال است چون عمل اضطرارى ناقص است فرضا و مصلحت او كمتر از اختيارى است مگر آنكه برگردد بمتباينين . علاوه بر اينها معناى تخيير در جاهاى ديگر كه داريم نظير خصال كفارات كه اگر انسان يكى از آنها را آورد باقى ديگر از او ساقط مىشود و همچنين نظير يك سوره كه در بعد از حمد واجب است اگر مثلا سوره انا انزلناه را آورد باقى سور ساقط است