و انما عبر بالفرد لان وجود الطبيعة فى الخارج هو الفرد غاية الامر خصوصيته و تشخصه على القول بتعلق الامر بالطبائع بلازم المطلوب و خارج عنه بخلاف القول بتعلقه بالافراد فانه مما يقومه .
تنبيه : لا اشكال بناء على القول بالمرة فى الامتثال و انه لا مجال للاتيان بالمامور به ثانيا على ان يكون ايضا به الامتثال فانه من الامتثال بعد الامتثال
شرح
قوله : و انما عبر بالفرد الخ : و ممكن است بگوئيد چرا مصنف گفت فرد و افراد و نگفت طبيعت و افراد جواب اينكه طبيعت در خارج كه مىخواهد وجود پيدا بكند حد اقل بايد در ضمن يك فرد باشد و در ضمن يك خصوصياتى باشد اينست كه مصنف فرمود فرد يا افراد و نهاية امر در اين خصوصيت است كه اگر قائل شديم بر اينكه امر دال بر طبيعت است اين خصوصيات و تشخصات متعلق او و جزء مأمور به نمىشوند بلكه لازمه مطلوب هستند و اگر قائل بر اين شديم كه امر دال بر افراد است اين تشخصات و خصوصيات از مقدمات او هستند و جزء موضوع امر مىشوند .
مثلا اگر انسانى مولائى را بخواهد دعوت كند و اين مولا بدون افراد ديگر از غلام و غيره ممكن نيست تنها بيايد و در اين مورد اگر مراد او ذات مولا باشد قهرا مطلوب او همان مولا است كه اگر ممكن بود ذات مولا بدون افراد ديگر البته او را دعوت مىكرد و غرض او همان ذات مولاست و افراد ديگر من باب ناچارى و لا علاجى مىباشد و اما اگر مراد او مولا و خواصى كه اطراف او مىباشند باشد قهرا غرض او خود مولا خواص مىباشند كه اگر خود مولا را فرضا دعوت مىكرد امتثال امر نشده است چون ذات مولا به تنهائى مأمور به نبوده است بلكه با خصوصيات و افراد ديگر مىباشد .
قوله : تنبيه لا اشكال بناء على القول بالمرة فى الامتثال الخ اشكالى نيست اگر قائل بشويم كه امر دال بر مرة است در اينكه يك مرتبه كه