قلت لا يكاد يختلف الحال بذلك فانه مع الفرض لا يكاد يترتب الغرض على الاقل فى ضمن الاكثر و انما يترتب عليه به شرط عدم الانضمام و معه كان مترتبا على الاكثر بالتمام .
و بالجملة اذا كان كل واحد من الاقل و الاكثر بحده مما يترتب عليه الغرض فلا محالة يكون الواجب هو الجامع بينهما و كان التخيير بينهما عقليا ان كان هناك غرض واحد و تخييرا شرعيا فيما كان هناك غرضان على ما عرفت .
شرح
قوله قلت لا يكاد الخ جواب از اين مطلب كه ما بيان نموديم تخيير بين اقل و اكثر را فرقى و اختلافى ندارد كه چه وجود اقل در ضمن اكثر وجود مستقلى و منحازى داشته باشد يا نداشته باشد به جهت آنكه با اينكه فرض كرديم ما كه اقل كه در ضمن اكثر است غرض از او حاصل نمىشود و وقتى غرض از آن حاصل مىشود كه انضمام نكنيم به او باقى را و بعد از آنى كه منضم كرديم باقى را به اقل مثل تسبيحات و خط غرض حاصل مىشود بر اكثر به تمام اجزاء اكثر نه به اقلى كه در ضمن اكثر است
قوله و بالجملة الخ و حاصل آنكه اگر هريكى از اقل و اكثر به حد خودش از چيزهائى باشد كه مترتب مىشود بر او غرض پس ناچار واجب آن جامع بين اقل و اكثر است و تخيير بين اين اقل و اكثر تخيير عقلى است اگر يك غرض واحد پيدا شد چه از اقل پيدا شود و چه از اكثر تخيير شرعى است در جائى كه از اقل و اكثر و غرض متضاد پيدا شود بنا بر آنچه را كه شناختيم