قلت انما يوجب ذلك تفاوتا فيهما لو كان ذلك لاجل تفاوت فى ناحية المقدمة لا فيما اذا لم يكن فى ناحيتها اصلا كما هاهنا ضرورة ان الموصلية انما تنتزع من وجود الواجب و ترتبه عليها من دون اختلاف فى ناحيتها و كونها فى كلا الصورتين على نحو واحد و خصوصية واحدة
ضرورة ان الاتيان بالواجب بعد الاتيان بها بالاختيار تارة و عدم الاتيان به كذلك اخرى لا يوجب تفاوتا فيها كما لا يخفى
شرح
و مأمور به است و نوع ديگر غير مطلوب است
قوله : ان قلت الخ جواب آنكه اين تفاوت در ذات مقدمه تفاوت بياورد و ذاتا مقدمه دو نوع باشد و دو حقيقت باشد البته مطلب شما درست است و اما اگر حقيقت مقدمه يك شىء باشد ولى موصله و غير موصله از حقيقت مقدمه خارج باشد اين سبب نمىشود كه امر روى موصله برود و غير موصله مأمور به نباشد چونكه ضرورى است كه قيد موصليت انتزاع مىشود از وجود واجب در خارج و مترتب مىشود اين واجب برآن مقدمه بدون اختلاف در ذات مقدمه و اين مقدمه در دو صورت بر نحو واحده و خصوصيت واحده است و دو قسم از مقدمه نداريم مثل عرفى آنكه اگر نردبان را براى بالا رفتن پشتبام گذارديم و شخصى تا آخر نردبان بالا رفت ولى وارد بر پشتبام نشد يا شد اين وارد شدن بر پشتبام پا نشدن نردبان را دو حقيقت نمىكند بلكه نردبان يك حقيقت واحده است بعضى اوقات غرض بر او مترتب مىشود و بعض غرض او مترتب نمىشود
قوله : ضرورة ان الاتيان الخ و اين مطلبى كه بيان كرديم ضرورى است كه آوردن واجب بعد از مقدمات به اختيار مكلف است همچنانى كه نياوردن واجب را هم به اختيار مكلف است و اين