[ اشكال دور و تسلسل در مقدمه موصله و رد آنها ]
شرح
اما بيان دور آنست كه ترتب واجب نفسى فرض آنست كه قيد وجوب مقدمه مىباشد يعنى در وقتى مقدمه واجب ، واجب است كه ذى المقدمه وجود خارجى پيدا بكند و لازمهء اين حرف آنست كه ترشح پيدا بكند وجوب غيرى از مقدمه بواجب نفسى و واجب نفسى در وجوب بر او وارد شود يكى واجب نفسى كه از اول وجوب بر او وارد مىشود دوم آنكه چون اين واجب نفسى قيد واجب غيرى است وجوب غيرى از خودش بر خودش وارد شود و اين معنى دور واضحى است ايضا لازم مىآيد تحصيل حاصل چونكه وجوب مقدمه توقف دارد بر وجود ذى المقدمه و ذى المقدمه چون قيد مقدمه موصله است بايد وجود خارجى پيدا كند تا مقدمه واجب شود وجود ذى المقدمه بلا اشكال توقف دارد بر وجود مقدمه پس وجود ذى المقدمه توقف دارد بر وجود ذى المقدمه .
جواب از اين اشكال وجوب نفسى توقف ندارد بر وجوب غيرى بلكه وجوب آن بدليل مثل اقيموا الصلاة و غيره مىباشد نهايت آنكه برفرض اول لازم مىآيد دو وجوب وجوب نفسى و وجوب غيرى و قبلا گذشت كه مثل اين موارد تاكيد و مشدد مىشود محل وجوب .
و جواب از اشكال دوم آنكه مقدمه در خارج دو قسم مىباشد موصله و غير موصله و چه مانعى دارد كه مولا بفرمايد آن مقدمهاى كه مىرسد به ذى المقدمه آن مقدمه مطلوب من مىباشد نه غير آن كما آنكه مولا بگويد اگر پسر مرا پيدا كردى فلان قدر مزد به تو مىدهم و اگر پيدا نكردى و لو گردش زيادى بنمائى چيزى به تو نخواهم داد و عنوان موصله اشاره است بخارج و حاصل آنكه بعد از آنكه شرط متاخر را ما جائز دانستيم بلكه گفتيم در موضوعات مركبه حتما بايد قائل شويم نظير صلاة چون وجوب حمد در نماز در وقتى است كه سلام آخر نماز آورده شود نه مطلقا همچنين وجوب اجزاء و اقرار مقدمه در وقتى واجب است كه ذى المقدمه بعدا پيدا شود نه مطلقا .
و از اينجا جواب مصنف ايضا داده مىشود كه سقوط يا بامتثال است يا بعصيان