مع ان الطلب لا يكاد يسقط الا بالموافقة او بالعصيان و المخالفة او بارتفاع موضوع التكليف كما فى سقوط الامر بالكفن او الدفن بسبب غرق الميت احيانا او حرقه و لا يكون الاتيان بها بالضرورة من هذه الامور غير الموافقة .
شرح
قوله : و لانه لو كان معتبرا فيه الترتب الخ اشكال سوم صاحب كفايه بر صاحب فصول آنست كه اگر در وجوب مقدمه معتبر باشد و شرط باشد ترتب يعنى بگوئيم حتما بايد ذى المقدمه بعد مقدمه بيايد تا مقدمه واجب باشد در اين حال بايد طلب و خواستن مقدمه ساقط نشود به مجرد اتيان مقدمه تنها بدون ذى المقدمه و ديگر انتظارى نبايد باشد چونكه اين مقدمه در حالى واجب بوده كه مترتب بر ذى المقدمه مىبود بهطورىكه باقى نمىماند در اين بين الا طلب آن ذى المقدمه و ايجاب آن ذى المقدمه و قوله الا طلبه و ايجابه اين ضميرها برمىگردد به ذى المقدمه مثل اينكه اين ذى المقدمه اصلا احتياج به مقدمه نداشته باشد يا اينكه قبل از وجوب ذى المقدمه اين مقدمه حاصل شده بوده است
مثل اينكه شخصى براى كارى به مكه رفته در ميقاتگاه مستطيع شده است كه اينجا احتياج به مقدمه ندارد چون قبل از استطاعت مقدمه رفتن تا ميقاتگاه حاصل شده بوده براى او