تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
مع ان الطلب لا يكاد يسقط الا بالموافقة او بالعصيان و المخالفة او بارتفاع موضوع التكليف كما فى سقوط الامر بالكفن او الدفن بسبب غرق الميت احيانا او حرقه و لا يكون الاتيان بها بالضرورة من هذه الامور غير الموافقة .
شرح
قوله : و لانه لو كان معتبرا فيه الترتب الخ اشكال سوم صاحب كفايه بر صاحب فصول آنست كه اگر در وجوب مقدمه معتبر باشد و شرط باشد ترتب يعنى بگوئيم حتما بايد ذى المقدمه بعد مقدمه بيايد تا مقدمه واجب باشد در اين حال بايد طلب و خواستن مقدمه ساقط نشود به مجرد اتيان مقدمه تنها بدون ذى المقدمه و ديگر انتظارى نبايد باشد چونكه اين مقدمه در حالى واجب بوده كه مترتب بر ذى المقدمه مىبود به‌طورىكه باقى نمىماند در اين بين الا طلب آن ذى المقدمه و ايجاب آن ذى المقدمه و قوله الا طلبه و ايجابه اين ضميرها برمىگردد به ذى المقدمه مثل اينكه اين ذى المقدمه اصلا احتياج به مقدمه نداشته باشد يا اينكه قبل از وجوب ذى المقدمه اين مقدمه حاصل شده بوده است مثل اينكه شخصى براى كارى به مكه رفته در ميقاتگاه مستطيع شده است كه اينجا احتياج به مقدمه ندارد چون قبل از استطاعت مقدمه رفتن تا ميقاتگاه حاصل شده بوده براى او

[ سقوط تكليف به يكى از سه چيز مىشود ]

قوله : مع ان الطلب لا يكاد يسقط الخ . و حاصل آنكه طلب هر واجبى چه واجب نفسى و چه واجب غيرى ساقط نمىشود مگر به يكى از اين سه حالت يا موافقت و اتيان و يا اينكه مخالفت نمايد و عصيان كند و يا اينكه اصلا موضوع تكليف معدوم شود مثل اينكه وجوب كفن و دفن ساقط مىشود درحالىكه ميت معدوم شود به واسطه غرق شدن يا سوختن و در اينجا بالضرورة هيچ‌كدام از اين سه امر نيست مگر موافقت پس معلوم مىشود كه وجوب مقدمه ايصال شرط آن نيست بلكه مطلق مقدمه واجب است