تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
. . . . . . . . . .
شرح
مقدمه براى عبادات نياورديم . پس قصد قربت در طهارات به جهت آنست كه اين طهارات فى نفسه عبادى مىباشند و مستحبات نفسيه هستند نه به جهت آنكه اين طهارات مطلوبات غيريه هستند و امر غيرى دارند و اكتفاء نمودن به قصد امر غيرى در اين طهارات اگرچه قصد امر غيرى موجب عباديت نمىشود و قرب و بعدى در آنها نيست الا آنكه چون امر در اين طهارات متعلق آن و موضوع آن عبادى مىباشد . از اين جهت كافى است كه قصد امر غيرى را بنمائيم چون در اين موارد متعلق امر غيرى نيست مگر آن مقدمه‌اى كه عبادى باشد پس اكتفاء به قصد امر غيرى در اين طهارات كافى است براى عباديت آنها و لو مكلف امر استحباب نفسى آنها را غافل باشد و قصد نكرده باشد كما لا يخفى . مخفى نماند اشكال بر مصنف شده است بر اينكه استحباب نفسى در طهارات ثلث در تيمم دليل برآن نداريم بلكه در وضوء هم بله ممكن است جواب از اين اشكال تمسك كنيم برواية التراب احد الطهورين به ضميمه اطلاقاتى كه مىرساند كه طهور فى نفسه مستحب است اين اشكال از اين جهت برداشته مىشود . و اما اشكال دوم كه بر مصنف شده است كه ايشان بيان نمود كه قصد امر غيرى كافى است در عباديت متعلق آن البته اين اشكال باقى است چونكه امر غيرى بما هو غيرى نه بعدى دارد و نه قربى در او هست همچنان كه خود مصنف هم اعتراف به آن نمود و اگر بنا باشد قصد امر غيرى در عباديت متعلقش كافى باشد . لازمه اين حرف آنست كه اگر كسى قصد امر غيرى نماز ظهر را نمود و به اين قصد نماز ظهر را بجا آورد و قصد وجوب نفسى خود ظهر را نكرد چون نماز ظهر مقدميت و امر غيرى دارد براى نماز عصر بايد اين نماز ظهر صحيح باشد و حال آنكه باطل است بلا اشكال .