. . . . . . . . . .
شرح
جواب آنكه قبلا گذشت بر اينكه شروع در مقدمات واجب شروع در ذى المقدمه مىباشد عرفا مثلا اگر مولا امر نمود كه بعد از ظهر بايد نهار حاضر باشد و عبد قبل از ظهر و لو صبح باشد شروع در تحصيل مقدمات نهار نمود مثل خريدن گوشت و هيزم و نان و آنچه كه مقدمات نهار است بلا اشكال عرفا اين شخص را مىگويند شروع كرده است در امتثال امر مولا و مشغول انجام وظيفه است بله اگر تحصيل مقدمات نه براى امتثال امر مولا باشد بلكه براى جهت ديگرى باشد در اين موارد امتثال امر مولى نيست پس اشكالى ندارد كه مقدمه را بياوريم قبل از وقت به قصد توصل به ذى المقدمه و لو امر هم نداشته باشد و قائل بشويم كه مقدمه واجب وجوب شرعى ندارد علاوه بر اينها كه ممكن است شيئى را عبادى قرار بدهيم بملاك آن و به مصلحت آن كافى است آوردن آن شىء در عباديت آن كما آنكه در باب ترتب انشاءالله تعالى خواهد آمد .
وجه ديگر براى عباديت شيئى شكر نعمت پروردگار است يعنى نماز را من بجا بياورم براى شكر نعم الهى يا براى تحصيل رضاى الهى و فرار از غضب آن يا حصول قرب الى اللّه و يا آنكه خداى تعالى اهل براى عبادت است و على كل عبادى بودن عملى لازم نيست كه امر در او باشد كما لا يخفى .
اشكال در آنست كه بعد از دخول وقت آيا ممكن است اين طهارات ثلث را به قصد امر نفسى آنها بياوريم و قصد امر غيرى را نكنيم البته اين مورد در جائى است كه مقدمه واجب را وجوب شرعى بدانيم و اگر وجوب شرعى نداشته باشد قصد امر استحباب نفسى و لو بعد از وقت باشد مانعى ندارد و حاصل آنكه بعد از وقت ممكن است قصد امر استحباب نفسى طهارات را بنمائيم و لو امر وجوب غيرى هم داشته باشد يا نه .
مرحوم صاحب عروة در عروه مىفرمايد مانع ندارد در بعض ديگرى بنا بر