تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
ان قلت نعم لكنه اذا اخذ قصد الامتثال شرطا و اما اذا اخذ شطرا فلا محالة نفس الفعل الذى تعلق الوجوب به مع هذا القصد يكون متعلقا للوجوب اذا المركب ليس الا نفس الاجزاء بالاسر و يكون تعلقه بكل به عين تعلقه بالكل و يصح ان يؤتى به بداعى ذاك الوجوب ضرورة صحة الاتيان باجزاء الواجب بداعى وجوبه قلت مع امتناع اعتباره كذلك فانه يوجب تعلق الوجوب بامر غير اختيارى
شرح
مخفى نماند ذات قيد و تقيد اگرچه هر دو اين‌ها از امور عقليه هستند نظير جنس و فصل كه در خارج وجود جداگانه و منفصل از همديگر نيستند الا آنكه مجرد عقلى بودن آن اجزاء سبب نمىشود كه امر روى آنها نرود چونكه ايجاد قيد و مقيد اختيارى انسان هست و مأمور به لازم ندارد انحلال خارجى را كما آنكه در اكثر موضوعات شرعيه در مثل مطلق و مقيد و غيره همچنين است كما لا يخفى . قوله ان قلت نعم الخ اگر اشكال بشود بر اينكه صحيح است حرف شما كه اشكال نموديد بر اينكه بداعى امر ، امر عقلى است و اشكالهاى ديگر و جوابهاى اين‌ها در موقعى بود كه قصد امتثال شرط موضوع باشد و اما زمانى كه قصد امتثال جزء موضوع بشود ناچار نفس فعل كه تعلق گرفته است وجوب به او با اين قصد امتثال هر دو مىباشد متعلق براى وجوب يعنى صحيح است كه نفس فعل آورده بشود به قصد امتثال چون مركب نيست الا نفس اجزا بالأسر و تمامه و مىباشد تعلق گرفتن وجوب بهر كدام يعنى تعلق گرفتن وجوب باجزاء همان تعلق گرفتن بكل است چونكه كل همان اجزاء است و صحيح است كه آورده شود آن اجزاء بداعى اين وجوب و اين بديهى است كه صحيح است آوردن اجزاء واجب بداعى وجوبش . قوله قلت الخ جواب مىگوييم ما قبول نداريم كه قصد امتثال جزء موضوع بشود چون ممتنع است قصد امتثال را جزء موضوع قرار بدهيم چون اين حرف موجب مىشود