. . . . . . . . . .
شرح
اراده كه اعمال قدرت باشد در فعل غير معنى ندارد كه بگوئيم خداى تعالى افعالى را از ما خواسته است كه ما ايجاد كنيم چون فعل عبد اختيار آن بدست مولا نيست كه آن را امر كند بايجاد كردن آن بله ممكن است ايجاد كند فعل را خداى تعالى بدون اختيار ما البته اين معنى خارج است از ما نحن فيه كه موجب جبر است كما آنكه جبريها مىگويند و گذشت جواب آنها در جلد اول در طلب و اراده و از بيانى كه براى معناى اراده نموديم به آن دو معنى ظاهر شد كه تقسيم اراده به اراده تكوينيه و اراده تشريعيه يعنى ندارد چون معناى اراده يا شوق مؤكد شد كه آن شوق مؤكد صفتى از صفات نفس است و يا اعمال قدرت در فعل است كه آن هم فعلى از افعال نفس است و دومى كه فعل از افعال انسان باشد متعلق آن بايد فعلى باشد و ممكن نيست متعلق آن آينده باشد ولى در طلب و بعث شرعى كه تكليف بر ذمه مكلف لازم مىآيد .
قبلا گفتيم ممكن است متعلق آن آينده باشد نظير واجب مشروط مثل حج و غيره چون احكام تكليفيه يا وضعيه امور خارجيه نمىباشند بلكه امور اعتباريه هستند كه اعتبار آنها بدست معتبر است ممكن است معتبر كه ملكيت باشد و متعلق آنكه منفعت باشد هر دو استقبالى باشد نظير اجاره خانه يك ماه بعد يا وصيت و غيره كه متعلق اعتبار و معتبر هر دو استقبالى است اگرچه نفس اعتبار فعلى است و ايضا ظاهر شد كه آثار اراده تكوينيه بر اراده تشريعيه معنى ندارد چون اراده به آن معنائى كه ما بيان كرديم امر واقعى و خارجى مىباشد و اوامر شرعيه چه تكليفى و چه وضعى امور اعتبارى مىباشند كما لا يخفى بله طلب اعتبارى به صيغه امر و غيره شباهت دارد به طلب حقيقى كه گردش و تجسس خارجى مىباشد .
چهارم اشكالى كه نمودهاند بر واجب معلق از بعض اعلام قدس سره آنست كه قيودى كه راجع است به حكم تماما راجع است بموضوع و قيود موضوع مىشوند