. . . . . . . . . .
شرح
ذهنى كه به واسطه لحاظ تصورى صحيح است انتزاع او و بدون لحاظ تصورى صحيح نيست اختراع او پس دخيل بودن هريك از شرائط مقارن يا متقدم يا متأخر به واسطه تصور آنها و لحاظ ذهنيه آنها و اين لحاظ ذهنى مقارن مىباشد با مشروط در هر حال يعنى چه شرط متقدم باشد چه متأخر چه مقارن پس كجا رفت انخرام قاعده عقليه كه مىگفتيد در غير شرط مقارن قاعده عقليه از بين رفته است و بهم مىخورد فتامل تعرف .
مخفى نماند جوابى كه مرحوم آخوند از شرط متأخر دادهاند ملخص كلام ايشان اين شد كه شرط فى الحقيقه صور ذهنيه مىباشد نه وجود خارجى و اين صور ذهنيه مقارن است با مشروط چه معلق صورة كه وجود خارجى است متقدم باشد يا متأخر يا مقارن در تمام حالات آنچه را كه شرط تكليف است وجود صور ذهنيه است و باز فرقى ندارد بين آنكه حكم تكليفى باشد يا وضعى كما آنكه بيان هر دو گذشت و البته اين معنى در ما نحن فيه درست نيست مگر قضاياى شخصيه خارجيه باشد يا در مرحله جعل احكام باشد ولى ما نحن فيه در بيان مقام شرائط مجهول مىباشيم نه شرائط جعل اما قضاياى شخصيه مثلا اگر ده نفر در يك حجرهاى باشند و مولا امر به آنها مىنمايد كه فلان كار را انجام دهيد در حينى كه جعل حكم بر آنها نموده و شىء را بر آنها واجب كرده است آن حكم مجعول فورا فعلى مىشود و محتاج بشىء ديگرى نمىباشيم و لذا فعليت حكم قضاياى شخصيه به فعليت جعل آنهاست و انتظار به شىء ديگرى ندارد .
اما قضاياى حقيقيه در جعل آنها چه حكم وضعى باشد يا حكم تكليفى شرط جعل آنها صور ذهنيه مىباشد كما آنكه مرحوم آخوند بيان فرمود و در جعل آنها ما نزاع نداريم و همانا اشكال در مجعول است و در حكم جعل شده است كه فعليت آنها در خارج بدون بعض شرائط آن چگونه ممكن است فعلى شود