تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
وجه لتوهم وضع للمركبات غير وضع المفردات ضرورة عدم الحاجة اليه بعد وضعها بموادها فى مثل زيد قائم و ضرب عمر و بكرا شخصيا و بهيئاتها المخصوصة من خصوص اعرابها نوعيا و منها خصوص هيئات المركبات الموضوعة لخصوصيات النسب و الاضافات بمزاياها الخاصة من تاكيد و حصر و غيرهما نوعيا بداهة ان وضعها كذلك واف به تمام المقصود منها كما لا يخفى من غير حاجة الى وضع آخر لها بجملتها مع استلزامه الدلالة على المعنى تارة بملاحظة وضع نفسها و اخرى بملاحظة وضع مفرداتها و لعل المراد من العبارات الموهمة لذلك هو وضع الهيئات على حده غير وضع المواد لا وضعا بجملتها
شرح
شده در شرع يا قطع داشت در واقع اراده نداشت مثل كنايات در اينجاها شما چه مىگوييد ؟

[ تحقيق در موضوع له الفاظ و آنكه دلالت تصديقيه است ]

قوله : قلت الخ جواب اينكه بله در اينجاها دلالت تصديقيه ندارد بلكه جهالة و ضلالتى است كه گمان مىكرده مخاطب كه دلالت دارد و بجان خودم قسم كه اين حرفى كه علمان زده‌اند از اينكه لفظ تابع اراده است در دلالت تصديقيه واضح است و راهى غير اين نيست و تعجب مىكنم من كه متوهم كه صاحب فصول باشد چطور گمان برده به كلام اين دو شخص كه شيخ الرئيس و شيخ طوسى باشند كه اين گمان را از شخص فاضلى سزاوار نيست بكنيم فضلا از اين‌ها كه علم در تحقيق و تدقيق هستند مخفى نماند كه حق آنست كه دلالت الفاظ بر معانى خود تابع اراده است به جهت آنكه غرض از وضع الفاظ براى معانى نيست مگر براى تفهيم و تفهم و اين معنى در غير دلالت تصديقيه حاصل نمىشود و اما آنچه كه اشكالات صاحب كفايه است كه گذشت در وقتى لازم مىآيد كه اراده جزء معنى باشد و موضوع له مركب باشد
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 55 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى