تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
لا يكون حينئذ دلالة بل يكون هناك جهالة و ضلالة يحسبها الجاهل دلالة و لعمرى ما افاده العلمان من التبعية على ما بيناه واضح لا محيص عنه و لا يكاد ينقضى تعجبى كيف رضى المتوهم ان يجعل كلامهما ناظرا الى ما لا ينبغى صدوره عن فاضل فضلا عمن هو علم فى التحقيق و التدقيق السادس لا
شرح
قوله : و يتفرع عليها تبعية مقام الاثبات للثبوت الخ . و ديگر اينكه مقام اثبات تابع مقام ثبوت است و مقام كشف تابع مقام مكشوف است يعنى اگر در ثبوت و مكشوف اراده داشته متكلم و ثابت شده در مقام ثبوت و مكشوف اين لفظ دال برآن معنى هست و الا اگر واقعا اراده نداشته دال برآن معنى نيست .

[ دلالت تصديقه الفاظ تابع اراده متكلم است ]

قوله : و لذا لا بد من احراز كون متكلم بصدد الافادة الخ . و از اين جهت ما مىگوييم كه وقتى متكلم كلامى را گفت به واسطه ظهور لفظ او اراده داشته است و عمل مىكنيم به حرف او چون اگر گفت مثلا جئنى بماء عقلا مىگويند اراده داشته و بايد عمل نمود به حرف او و الا اگر اراده نداشته باشد متكلم اين دلالت را ندارد اگرچه از دلالت تصوريه او پيدا مىشود اين معنى يعنى بموجب گفتن او كلامى را مفردات آن كلام در ذهن ما خطور مىكند و لو آنكه از پشت ديوار گفته باشد و يا اين لفظ از بلا شعور و بلا اختيار باشد پس ملخص كلام علمين اين شد كه در مقام تصديق اگر متكلم اراده داشته اين لفظ را دال بر اين معنى هست و الا اگر اراده نداشته است دال بر اين معنى نيست . قوله : ان قلت الخ اگر كسى اشكال كند كه شما كه مىگوييد لفظ تابع اراده است اگر متكلم لفظى را از روى خطا گفت مثلا گفت زيد اشتباها بجاى عمرو يا يقين و اراده داشت ولى از لفظ او اراده معلوم نبود مثل عمومات كه وارد