تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
قلت يمكن ان يقال انه يكفى تعدد الدال و المدلول اعتبارا و ان اتحدا ذاتا فمن حيث إنّه لفظ صادر عن لافظه كان دالا و من حيث ان نفسه و شخصه مراده كان مدلولا مع ان حديث تركب القضية جزءين لو لا اعتبار الدلالة فى البين انما يلزم اذا لم يكن الموضوع نفس شخصه و الا كان اجزاؤها الثلاثة تامة و كان المحمول فيها منتسبا الى شخص ؟ ؟ ؟ و نفسه . غاية الامر انه نفس الموضوع لا الحاكى عنه فافهم .
شرح
زيد لفظ كه اراده شخص او را نموديم هم دال است و هم مدلول و ممكن نيست شيئى در آن واحد هم دال باشد و هم مدلول بر خودش يا مركب شدن قضيه از دو جزء محمول و نسبت بدون موضوع و اين اتحاد دال و مدلول يا تركب قضيه از جزءين در قضيه معقوله و ذهنيه است كما آنكه در مثال گفته شد .

[ بيان اشكالات استعمال لفظ در لفظ ]

قوله : بيان ذلك الخ بيان اين مطلب آنست كه اگر اعتبار برده شود در آن لفظى كه استعمال شده شخص او لازم مىآيد اتحاد و الا لازم مىآيد مركب بودن او از دو جزء چونكه قضيه لفظيه بنابراين مىباشد حاكى از محمول و نسبت بدون موضوع چونكه قضيه لفظيه حاكى بايد باشد از قضيه ذهنيه و فرض آنست كه نفس خود زيد ملفوظ هم موضوع قضيه لفظيه است و هم موضوع قضيه ذهنيه است پس قضيه ذهنيه از دو جزء مركب شده و حال آنكه ممتنع است مركب شدن از دو جزء اين ضرورى است كه بايد حتما در تمام قضاياى خارجيه و لفظيه و ذهنيه بايد سه جزء باشد يعنى موضوع و محمول و نسبت كه اگر مثل اينجا بدون موضوع باشد بىفايده است چون مثلا در زيد لفظ كه ما استعمال نموديم حتما بايد يك موضوع ذهنيه قبل از تلفظ به اين زيد داشته باشد تا معنى بدهد آن‌وقت اگر بدون