تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
و الظاهر ان صحة استعمال اللفظ فى نوعه او مثله من قبيله كما يأتى الاشارة الى تفصيله . الرابع لا شبهة فى صحة اطلاق اللفظ و ارادة نوعه به كما اذا قيل : ضرب مثلا فعل ماض او صنفه كما اذا قيل زيد فى ضرب زيد فاعل اذا لم يقصد به شخص القول او مثله كضرب فى المثال فيما اذا قصد و قد اشرنا الى ان صحة الاطلاق كذلك . و حسنه انما كان بالطبع لا بالوضع و الا كانت المهملات موضوعة لذلك لصحة الاطلاق كذلك فيها و الالتزام بوضعها كذلك كما ترى . و اما اطلاقه و ارادة شخصه كما اذا قيل زيد لفظ و اريد منه شخص
شرح
مثل ضرب كه من مىگويم يا ضرب كه شما مىگوييد يا غيره ظاهر اينست كه اين استعمال‌ها هم از روى طبع است كما آنكه زود است اشاره بشود بسوى اين مطلب

[ امر چهارم استعمال لفظ در نوع و صنف و مثل و شخص ]

قوله : الرابع الخ شبهه‌اى نيست در صحت اطلاق لفظ و اراده نوع او مثل ضرب كه گذشت و يا صنف او مثل زيد كه بگوئيم صنف زيد در ضرب زيد فاعل است يعنى هر اسمى كه بعد از ضرب بيايد و فاعل بشود او صنف اين زيد است مثل عمرو و بكر و خالد و غيره كه جاى زيد بنشينند زمانى كه قصد نكنيم شخص زيد را كما آنكه مىآيد به اين زودى بيان اين مطلب مثل ضرب كه در مثال گذشت و بيان مثل هم گذشت و گفتيم كه صحت استعمال اين‌ها از روى طبع است نه وضع و الا اگر به واسطه وضع باشد بايد مهملات هم به وضع باشد و اگر كسى بگويد كه مهملات هم وضع شده‌اند براى بىمعنى بودن درست نيست چونكه على الفرض واضع از ذوى العقول است و شخص عاقل لفظ بىفايده را وضع نمىكند پس مهملات را كه بىمعنى هستند واضع وضع نكرده است در حالى كه مردم اعتنا