تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
سوم از معناى امر بين امرين آنست كه اسباب قريبه مثل رفتن آمدن خوردن و غيره بقدرة عبد است و اسباب بعيده مثل آلات و ادوات و جوارح و اعضاء و قواى بدن و غيره بقدرت خداى تعالى است و اين امر بين امرين است چهارم از معناى امر بين امرين آنست كه بعض اشياء مثل افعال تكليفيه بدست عبد است و بعضى اشياء ديگر مثل صحة و مرض و نوم و غيره مثل اين‌ها بدست خداى تعالى است پنجم از معناى امر بين امرين آنست كه تفويض كه نهى شده و نفى شده از آن آنست كه انسان قائل به اين بشود كه خداى تعالى خلق و رزق و تدبير عالم را به بندگان واگذار نموده است كما اينكه غلاة اين نسبت را به ائمه عليهم السلام مىدهند كه مىگويند خدا تمام امورات را به ائمه واگذار نموده و مفوضه هم همين را مىگويند و تأييد مىكنند اين مطلب را كما اينكه روايت كرده صدوق در عيون از يزيد ابن عمير كه مىگويد داخل شدم بر على ابن موسى الرضا ( ع ) در مرو و عرض كردم يا ابن رسول اللّه روايتى از امام صادق ( ع ) بما رسيده كه حضرت فرموده‌اند لا جبر و لا تفويض بل امر بين امرين معناى اين جمله چيست حضرت فرمود معناى آن آنست كه كسى كه گمان كند خداى تعالى افعال ما را بجا مىآورد و بعد عذاب مىكند ما را مثلا معصيتى را در بين ما بجا مىآورد و بعد ما را عذاب مىكند او قائل بجبر است و جبرى مىباشد و كسى كه گمان كند خداى تعالى امورات خلق و رزق را واگذار نموده به حجج خودش و كارها بدست حجتهاى او است آن شخص قائل بتفويض است كه قائل بجبر كافر است و قائل بتفويض مشرك است بعد مىگويد عرض كردم يا ابن رسول اللّه معناى امر بين امرين چيست