كه معناى جمله خبريه و انشائيه دو چيز مىباشند و تفاوت دارند با هم نه آنكه يك معنى باشد هر دو و به واسطه دواعى مختلف شوند كما آنكه مصنف بيان كرد بلكه با هم مختلف هستند معانى آنها و از جاهائى كه دلالت مىكند بر اينكه معناى جمله خبريه غير انشائيه است صحيح نيست جمله اسميه خبريه را در جاى جمله فعليه خبريه استعمال كنيم
مثلا در بعضى روايات رسيده است كه شخصى در نماز خود منافى نماز را بجا آورده است امام مىفرمايد يعيد صلاته اين جمله فعليه خبريه استعمال در جمله انشائيه شده است و بايد بفرمايد فليعد صلاته ولى بااينحال جمله اسميه خبريه را جاى جمله فعليه استعمال كنيم و بكنيم معيد صلاته يا در جاهاى ديگر
مثلا جمله زيد قائم را در مقام طلب قيام استعمال كنيم و بگوئيم زيد قائم بجاى ليقم زيد و اين از موارد غلط است و اصلا صحيح نيست چه برسد به اينكه جمله خبريه و انشائيه يك معنى باشد بله در بعض موارد استعمال شده است جمله اسميه در جمله انشائيه مثل در عتق رسيده است « مثلا انت حرّ فى وجه اللّه » يا در مقام طلاق « هند طالق » و اين موارد موارد خاصهاى است كه قياس به همه جا نمىتوانيم نمود كما لا يخفى
[ مسئله جبر در اعمال بندگان و مقدمه نافعه قبل از آن ]
مخفى نماند بر اينكه بمناسبت مطالب مصنف كه در طلب و اراده مىآيد و مسئله جبر در اعمال بندگان كه بعضى گفتهاند ما سه مطلب را بيان مىكنيم اول مسئله حبر در اعمال بندگان و ادله آنها را بر طرفين دوم تفويض در اعمال بندگان سوم امر بين الامرين اما مسئله جبر مقدمه مسألهاى را ذكر مىكنيم و آن آنست كه اموراتى كه بر انسان وارد مىشود و تميز خوب و بد آنها را مىخواهد