شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 212
للفظ الامر معان متعددة منها الطلب كما يقال امره بكذا و منها الشأن كما يقال شغله امر كذا و منها الفعل كما فى قوله تعالى وَ ما أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ و 3 - بمعنى فعل مىآيد مثل قوله تعالى وَ ما أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ يعنى و ما فعل فرعون برشيد . 4 - بمعنى فعل عجيب مىآيد مثل قوله تعالى فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا * يعنى فلما جاء فعل عجيبنا . 5 - بمعنى شىء مىآيد مثل رايت اليوم امرا عجيبا يعنى رايت اليوم شيئا عجيبا . 6 - بمعنى حادثه مىآيد مثل همين رأيت امرا عجيبا يعنى حادثة عجيبا 7 - بمعنى غرض مىآيد مثل جاء زيد لامر كذا يعنى لغرض كذا [ اشتباه معانى ماده امر بمصداق آن ] و مخفى نماند كه گفتيم ماده امر به اين هفت معنى مىآيد بعضى معانى اينها اشتباه مصداق است بمفهوم يعنى غرض اينها هركدام از افراد عامشان هستند مثل جاء زيد لامر كذا يعنى لغرض كذا اگر مفهوم غرض گرفتيم يعنى زيد هيچ غرض ديگرى ندارد غير از اين غرض و اگر مصداق غرض گرفتيم يعنى زيد غرضهاى متعددهاى دارد كه اين يك فرد از آن افراد است پس اينها مصداق هستند نه مفهوم پس در جاء زيد لامر كذا امر استعمال نشده در معنى غرض بلكه لام لامر دال بر غرض است بله مىباشد مدخول او مصداق غرض و از افراد آن يعنى لام لامر براى مفهوم غرضى است كه يكى از مصداقهاى آن غرض اين امر است نه مفهوم غرض فافهم . و همچنين حال در قوله تعالى فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا * مىباشد اين امرنا مصداق براى تعجب است نه اينكه استعمال شده باشد در مفهوم تعجب چون خداى تعالى افعال عجيبه زيادى دارد كه اينجا يكى از آن افعال عجيب است و يكى از